عصفور ( گنجشك ) :
اگر پرهاى مقعدش را بكنند و آن را بر گوش دردناكى بگذارند همان وقت دردش آرام مىشود .
عقرب ( كژدم ) :
اگر عقرب زنده را از بيست و ششم ماه ببعد در روغن زيتون بيندازند و چهل روز آن را در آفتاب بگذارند براى فلج ، مفاصل ، عرق - النسا و بواسير سودمند است .
علق ( زالو ) :
چكاندن زالو همراه با روغن بنفشه در مجراى ادرار قرحه آن را مىزدايد و سوزش ادرارى را بر طرف مىكند .
علك البطم ( صمغ بنه ) :
همراه با سندروس و زرده تخم مرغ براى شكستگى اندامها و رفع كوفتگى از موميا بهتر است و يك اوقيه از آن با دو برابرش پيه گرده بز را اگر در ديگ دو جداره ذوب كرده و مجموع آن را در سه شب بهنگام خواب بياشامند براى خفقان و سرفه رطوبتى مفيد است و ضماد كردن آن براى اعوجاج ناخن ، درد اندامها و شقاق مزمن سود مىبخشد و بخصوص اگر با شنگرف همراه باشد ، و از هر حيث از مصطكى بهتر است .
عناب :
اگر عناب را بپزند و آب آن را هر روز روزى نيم رطل با كمى شكر بياشامند خارش بدن را در ظرف پنج روز بهبود مىبخشد و پاشيدن گرد برگ خشك آن براى آكله و قرحههاى بدخيم مفيد است بخصوص اگر قبلا عسل بر موضع ماليده باشند .
مؤلف اعلى الله مقامه در حاشيه اضافه فرموده كه در مخزن گفته است كه اگر پوست درخت عناب را بكوبند و زخم را از آن به تنهائى و يا همراه با سفيداب قلع پر كنند آن را پاك كرده و التيام مىبخشد و بتجربه رسيده مانندى ندارد .
عنبر :
سه روز روزى يك دانق آن را براى درمان درد معده تازه يا كهنه به كار مىبرند .