آب را مىجوشانند و به كار مىبرند . اما در بدنهاى ضعيف از سه مثقال و دو دانق آغاز مىكنند و اندازه آب صد و پنجاه مثقال است و اگر سودا بر بيمار غالب باشد بجاى آب خالص عرق گاو زبان يا بادرنجبويه و يا شاهتره به كار مىبرند و در برابر هر مثقال عشبه سى و سه مثقال عرق بايد به كار رود كه آن را در مدت سه روز مىنوشند و در سه روز ديگر هر روز چهار مثقال عشبه و در سه روز پس از آن هر روز پنج مثقال از اين دارو به كار مىبرند و اگر كافى نباشد به همين ترتيب از اندازهها كم مىكنند و ادامه مىدهند تا به اندازه روز اول برسد و اگر بيمار نيرومند باشد از هفت مثقال آغاز كرده و هر روز يك مثقال عشبه و به اندازه لازم آب اضافه مىكنند و روش پختن آن پيش از اين گذشت اما دستور قطعى اين است كه اندازه دارو و مدت درمان و سادگى با تركيب دارو برحسب وضع بدن بيماران و فصلها و جاها بايد با نظر پزشك تيزبين تعيين گردد و قانونى كلى ندارد بعض از پزشكان يك رطل از آن را در ظرف دوازده روز و برخى شصت مثقال را در نه روز و يا نه مثقال را در يك روز و يا پنج مثقال در هر روز تا مدت يازده روز به بيمار توصيه مىكنند و عدهاى پنج مثقال از آن را ممزوج با سه و نيم مثقال چوب چينى در يك روز تجويز مىنمايند .
اما سفوف عشبه اقسامى دارد :
1 - يك مثقال عشبه را همراه با نبات به قدر نياز به مدت هفت تا يازده روز با گلاب كف مىكنند كه براى مفاصل بسيار سودمند است .
2 - هر روز يك و نيم يا دو و يا دو و نيم مثقال عشبه را برحسب مزاج به مدت سه روز و سه يا سه و نيم و يا چهار مثقال را در شش روز ديگر به كار مىبرند و اگر كافى نباشد به همين ترتيب از آن كم مىكنند تا به مقدار روز اول برسد
دقائق العلاج ( فارسي ) — صفحة 456
مساهمون: محمد كريمخان الكرماني
ص٤٥٦