است و زود اثر مىكند معده را خوشبو حرارت و خون دماغ را ساكن مىكند آردش براى خون دماغ و سموم و تب مفيد است و اصل بدن را خنك و حرارت را خاموش مىكند .
تمر ( خرما ) :
ناشتا خوردن آن كرمها را در شكم مىكشد و در هنگام تب شايسته آن است كه از آن پرهيز نمايند و خوردن خرماى نارس ناشتا و نوشيدن آب پس از آن بدن را فربه و اگر آب نياشامند لاغر مىكند و در آن شفاى دردها است .
تين ( انجير ) :
بوى دهن را مىبرد استخوان را محكم مىكند مو را مىروياند براى قولنج و باد آن سودمند است سينه را نرم مىنمايد درد را مىبرد و با آن نيازى بدارو نيست و شبيهترين چيزى بگياه بهشتى است زياد خوردن آن در روز خوب است و در شب چنين نيست .
حرف ثاء
ثمر ( ميوه ) :
هر ميوهاى سمى دارد و هرگاه بشما برسد آن را بشوئيد .
حرف جيم
جاورس ( ارزن ) :
آردش با آب زيره از شكمروش جلوگيرى مىكند و حلوائى كه از آن بسازند سنگينى و ناراحتىاى ندارد .
جبن ( پنير ) :
بامداد زيانآور و در شب سودمند است ، آب پشت ( منى ) را زياد و دهن را خوشمزه و بوى آن را نيكو مىكند روايت شده كه زيان آن در پوسته روى آن است و اصلاحكنندهاش گردو است كه اگر با هم باشند در هر يك از آنها شفا است و اگر جدا باشند هريك از آنها دردى مىآورد پنير فراموشى مىآورد و روايت شده كه به همه چيز زيان مىرساند و چيزى به آن سود نمىرساند و مىگويم كه شايد در روز چنين است و يا پوستش اين خاصيت را دارد
جرجير ( ترتيزك - شاهى ) :
كسى كه پس از شام آن را بخورد از جذام بر او