تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دقائق العلاج ( فارسي ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
از طرف داخل چشم بر پلكها مىپاشند .

25 - ذرور الملحم :

اين دارو زخمهاى تازه و مستوى را التيام مىبخشد كندر ، انزروت ، مرّمكى ، خون سياوشان به اندازه مساوى .

26 - ذرور الموسرج :

اثمد و شادنج را به اندازه مساوى مىكوبند و مىبيزند و در چشم مىريزند ، براى قرحه‌هاى چشم و ورم قرنيه مفيد است .

27 - ذرور الورد :

توتياى هندى دو جزء ، زاج سفيد سه جزء آنها را نرم كوفته و بر تاوه ريخته بر آتش مىگذارند تا ذوب شود سپس آن را مىگذارند تا ببندد آنگاه آن را مىسايند و چهار جزء حلزون ، شش جزء ، استخوان قلم پاى گاو سوخته ، شش جزء ، كات هندى ( زاج هندى ) دوازده جزء گلبرگ گل سرخ همه را مىكوبند و مىبيزند و با آن مخلوط مىكنند و نگاه مىدارند اين دارو براى قرحه‌هاى سفليسى مفيد است و پس از شستشوى بدن و خشك كردن زخمها به كار مىرود .

28 - ذهب ( طلا ) :

در بسيارى از كارهاى شيميائى و داروئى به كار مىرود مانند آنكه يك مثقال برگ طلاى خالص و سه مثقال روح الكبريتى را كه از شوره بدست آمده باشد « 1 » در شيشه‌اى بر آتش ملايمى مىگذارند تا حل شود و آن را محفوظ نگاه مىدارند از اين طلا اگر يك روز در ميان هربار نيم گندم بر زبان و بيخ دندانها بمالند بيماريهاى سودائى و درمان ناپذير آنها را بخصوص اگر سفليس باشد بهبود مىبخشد . دو ديگر ملح الذهب ( نمك زر ) : است و براى ساختن آن نيم رطل فاروقى را كه از زاج و شوره تقطير شده باشد و يك اوقيه نوشادر را در آن با آتش ملايمى حل مىكنند نام اين محلول كواريس يا آب سلطنتى است
هامش
( 1 ) ظاهرا منظور روح الكبريتى است كه با شوره تقطير شده باشد . مترجم
دقائق العلاج ( فارسي ) — صفحة 190 | محمد كريمخان الكرماني / ابراهيمى