سوخته ، توتياى كرمانى را كوفته و بيخته و نگاه مىدارند .
3 - ذرور ديگر :
براى بيماريهاى آكلهاى ، زخمهائى كه پيشروى دارند بواسير بينى ، ناسور ، استخوان پوسيده را سوخته با صبر مخلوط كرده مىكوبند و مىبيزند .
4 - ذرور ديگر :
براى درمان زخمهاى تازه . مخلوط صبر ، كندر ، انزروت و خون سياوشان به اندازه مساوى خون را بند مىآورد و جراحت را التيام مىدهد .
5 - ذرور ديگر :
خون را بند مىآورد و زخم را بهبود مىبخشد . انزروت دو مثقال ، خون سياوشان ، گل انار فارسى ، پوست كندر از هركدام يك مثقال ، اينها را كوفته و پس از بيختن بر زخم مىپاشند .
6 - ذرور ديگر براى درمان زخم :
صبر سقوطرى ، گل انار فارسى ، پوست كندر را بطور مساوى مىكوبند و مىبيزند و به كار مىبرند .
7 - ذرور ديگر :
براى زخمهاى گرم و ملتهب و متورم ، صندل سرخ ، نيلوفر صبر زرد را به اندازه مساوى كوفته و مىبيزند و نگاه مىدارند .
8 - ذرورهاى ديگر :
برگ عناب را به تنهائى خشك كرده مىكوبند و به كار مىبرند برگ سنجد داروئى بسيار خوب براى زخمها و قرحهها است ، چرك را مىكشد و زخم را التيام مىدهد و گوشت مىآورد ، خرنوب سائيده ( در لهجه كرمانى جنگ جنگو گفته مىشود . مترجم ) براى قطع خون عجيب است .
9 - ذرور الابيض :
براى بيمارى آكله و زدودن چرك آن . چشم ( چشوم ) پوست گرفته « 1 » چهار مثقال ، گل خطمى سفيد ، كتيرا ، بزر كتان ، اكليل الملك
هامش
( 1 ) طشم در نسخه اصل به همين صورت آمده است ولى اين واژه در هيچيك از مراجعى كه در دسترس بود با اين صورت ذكر نشده اما با توجه بشباهت لفظى و نزديكى خواصى كه در تحفة المؤمنين و مخزن الادويه نوشته شده