تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
نيكوست » . و خجالت خود را از خبرهاى بدى كه از گناهان او به آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىرسد ، اظهار نمايد . سپس به مهمترين مصيبتهايى كه بر دختر عزيز و پاره جگر و بر خود او ، جانشين ، خانواده ، فرزندان و دودمانش وارد آمده ، اشاره نمايد و بگويد : اى رسول خدا چه حالى به تو دست مىداد اگر مىديدى سرور تمام زنان جهان را كه گريه كرده ، تو را خوانده ، « وا أبتاه » مىگفت و يارى مىخواست و براى اسلام و براى خود كه به عزاى پسرش نشسته حيران و سرگردان بود ، يارى مىطلبيد . چه حالى پيدا مىكردى اگر او را بين در و ديوار مىديدى . چه حالى پيدا مىكردى اگر در حالى كه پهلويش سياه و دنده‌اش شكسته بود او را مىديدى . چه حالى پيدا مىكردى اگر مىشنيدى كه مىگفت : « جان من در زندان آه اندوهبار من است . كاش با آه‌ها جانم بيرون مىآمد ! بعد از تو خيرى در زندگى نيست و گريه‌ام فقط از ترس اين است كه زندگيم طولانى شود ! » [ 1 ] واى از داغ تو ، پدرم ! واى از مرگ پسر محبوب تو ، ابى الحسن مورد اعتماد و پدر نوه‌هايت حسن و حسين . اى بهترين مردمان ! اكنون او را در اسارت مىكشند ، همانگونه كه شتر را مىكشند . و چه حالى پيدا مىكردى ، اگر مىشنيدى كه ناله مىكرد ، از اندوه و مصيبتهاى خود شكايت مىنمود ، تو را صدا مىزد و يارى مىطلبيد . و معتقدم كه شكايت دخترت را مىشنيدى و مىديدى
هامش
[ 1 ]نفسي على زفراتها محبوسة * يا ليتها خرجت مع الزفرات لا خير بعدك في الحياة و انما * ابكي مخافة أن تطول حياتي