تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
بجاى خدا به خدايى تعظيم نكنيم . اگر آنها از حق روى گرداندند ، بگوييد شما گواه باشيد كه ما تسليم فرمان خداونديم . » پس از رسيدن پيام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در معبد بزرگ خود گرد آمدند . عدهء ديگرى نيز از « مذحج » ، « عك » ، « حمير » ، « انمار » و خويشان و همسايگان آنها از قبايل « سبأ » - كه همگى به جهت سرنوشت مشترك خود و شرايطى كه براى آنان بوجود آمده بود خشمگين بودند - به آنان پيوستند . اسقف بزرگ آنان كه انسان موحدى بود ، علاوه بر مسيح به پيامبر عليه السّلام نيز ايمان داشت ولى اين مطلب را پنهان مىكرد . وقتى ديد مىخواهند به مدينه رفته و با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به مشاجره برخيزند ، آنان را پند و اندرز داده و به تأمل و تأنى دعوت كرد . « كرز بن سبرهء حارثى » - كه در آن زمان سرپرست قبيلهء « بنى حارث بن كعب » و فرماندهء نظامى آنان و از اشراف و بزرگان آنان محسوب مىشد - از سخنان او خشمگين شده و به مقابلهء با او برخاست ولى اسقف بزرگ ، « سيد » و « عاقب » كه آنان نيز از بزرگان قوم خود بودند ، به مقابله با او برخاستند . و به اين ترتيب گفتگوى آنان طول كشيد تا جايى كه براى تطبيق صفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با آنچه پيامبران گذشته در مورد او گفته بودند ، كتاب « جامعه » را آورده و ديدند سخنان اسقف بزرگ درست است . در اين جا بود كه « سيد » و « عاقب » مضطرب شده و تصميم گرفتند براى مشاهدهء صفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و تطبيق بشارتهاى پيامبران گذشته با او به