تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
شب بعد از روز غدير ، در وسعت قرار دادن خود و خانواده ، صدقه دادن ، ميهمانى دادن ، روزه گرفتن ، اظهار شادى ، ستايش خدا و سپاسگزارى از او - بخصوص هنگام دست دادن با برادران ايمانى و بخصوص آنگونه كه در روايت آمده است - تبريك گفتن به برادران ايمانى ، دست دادن به آنان ، برآوردن نيازهاى آنان بدون اينكه درخواست كنند ، زيارت آن حضرت عليه السّلام - همانگونه كه گفتيم - صدقه دادن و غذا دادن به مؤمنين ، بخصوص افطارى دادن به آنان و بيش از شبهاى ديگر به عبادت و شب زنده‌دارى پرداختن .

[ داستانى از دوستدار امير المؤمنين ]

نقل كرده‌اند كه يكى از بازرگانان شهر ما كه علاقهء زيادى به امير المؤمنين داشت شبى از اول شب تا اذان صبح ، ايستاده و خطاب به امير المؤمنين اين شعر را تكرار كرد .
گر بشكافند سرا پاى من * جز تو نيابند در اعضاى من
در سالهايى كه در نجف اشرف مشغول تحصيل بودم او به زيارت قبر امير المؤمنين عليه السّلام آمده و چند روز در آنجا مانده و از امير المؤمنين عليه السّلام درخواست كرد كه او را از كنار خود دور نكند . ولى مجبور شد نجف را ترك كند . بنابراين با امير المؤمنين خدا حافظى كرده و با خادم سيّدى در كجاوه نشسته و راه مسجد سهله را در پيش گرفتند . سيد خادم به من گفت : بين راه به ما گفت : مرا پياده كنيد . وقتى پياده شد