تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
برسان . . . « 1 » در بين راه به غدير خم رسيديم هوا چنان گرم بود كه اگر گوشت را روى زمين مىانداختند ، كباب مىشد . پيامبر دستور توقف و نماز جماعت داد . آنگاه مقداد ، سلمان ، ابو ذر و عمار را خواسته و به آنان دستور داد تا زير دو درخت را جارو كرده ، در آن محل سنگهايى را روى هم گذاشته و از آن منبرى باندازهء قامت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بسازند و پارچه‌اى روى آن بيندازند . سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر منبر رفته به راست و چپ خود نگريست و منتظر شد تا مردم جمع شدند . آنگاه فرمود : سپاس خداوندى را سزاست كه يكتاى يگانه و در يگانگى بىنظير است . . . اقرار مىكنم كه بندهء او بوده و به خداوندى او گواهى مىدهم . آنچه را از جانب خدا به من وحى شده به شما مىگويم ، تا مبادا بلايى آمده و مرا نابود سازد . به من وحى شده است : و اى رسول آنچه را از جانب پروردگارت به تو نازل شده است ، به مردم برسان . . . « 2 » مردم ! در بيان آياتى كه خداوند بر من نازل نموده و وحى خداوند متعال كوتاهى نكرده‌ام . شأن نزول آيهء مذكور اين بود كه بارها جبرييل به سويم فرود آمده و از جانب خداوند به من دستور داده كه در ميان مردم و براى سياه و سفيد بگويم و اعلام كنم كه على بن ابى طالب برادر من جانشين من و امام بعد از من است . به خوبى مىدانم كه منافقين با زبان چيزى مىگويند كه در دل ندارند و فكر مىكنند كار بدى نيست ولى خداوند آن را كار
هامش
( 1 ) مائده . آيه 67 . ( 2 ) مائده . آيه 67 .