شد . آنگاه به جبرييل گفت : جبرييل ! مردم من تازه مسلمان شده و براى دين خدا با آنان مبارزه كرده تا تسليم شدهاند . اكنون چگونه مىتوانم كسى غير از خود را بر آنان مسلط نمايم . پس از اين جبرييل عليه السّلام بالا رفت .
صاحب « كتاب النشر و الطى » از « حذيفه » نقل مىكند : پيامبر ، على را به يمن فرستاد بعد از مدتى به مكه آمد - در اين حال ما با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوديم - روزى على بسوى كعبه نماز مىگزارد و در حال ركوع بود كسى از او چيزى خواست ، او نيز انگشتر خود را به او داد . در پى آن خداوند اين آيه را نازل فرمود : « ولى شما فقط خداست و پيامبرش و كسانى كه ايمان آورده ، نماز گزارده و در حال ركوع زكات مىپردازند . » « 1 » بعد از نزول اين آيه رسول خدا تكبير گفته و اين آيه را بر ما خواند . آنگاه فرمود : برخيزيد برويم چنين كسى را كه خداوند فرموده است پيدا كنيم . وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وارد مسجد شد با شخصى روبرو شد از او پرسيد كجا بودى ؟ گفت : پيش اين نمازگزار بودم كه در حال ركوع اين انگشترى را به من داد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تكبير گفته ، بسوى على رفت و فرمود : على ! امروز چه كار خيرى انجام دادهاى ؟ على نيز جريان را تعريف كرد . در اين حال پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى سومين بار تكبير گفت .
منافقين به يكديگر نگاه كرده و گفتند : ما تحمل ولايت و اطاعت او
هامش
( 1 ) مائده . آيه 55 .