فرزند بتول پاك ! به سخنانم گوش و در راه من كوشش كن . تو را بدون اينكه پدرى داشته باشى آفريده و نشانهاى براى مردمان قرار دادم . فقط مرا پرستش نموده و فقط بر من توكل كن . كتاب را با توانايى گرفته و آن را براى اهل سوريا تفسير كن . و از طرف من به آنان بگو : من خدايى هستم كه هيچ خدايى بجز من نبوده ، زنده ، ازلى و قيوم بوده تغيير نكرده و از بين نمىروم . پس به من و به رسول و پيامبر درس نخواندهام كه در آخر الزمان بوده و پيامبر رحمت و نبرد و اولين و آخرين مىباشد ايمان آوريد .
او اولين پيامبرى بود كه آفريده شد ، و آخرين پيامبرى بود كه مبعوث گرديد .
مطالبى كه از كتابهاى آسمانى نقل كرديم بنقل از روايت سيّد در اقبال با اسناد صحيح از « ابى المفضل محمد بن عبد المطلب شيبانى » بود . و در كتاب « حسن بن اسماعيل اشناس » از « كتاب اعمال ذى حجه » دربارهء مباهله پيامبر مىگويد : هنگامى كه پيامبر خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نمايندگانى براى مسيحيان نجران فرستاد و آنان را به پذيرش اسلام دعوت فرمود ، آنان براى تطبيق خصوصيات آخرين پيامبر كه در كتاب « جامعه » بود به اين كتاب مراجعه نموده و عين اين مطالب را با همين الفاظ در كتابهاى مذكور مطالعه نمودند . و همين مقدار براى اثبات فضايل امير المؤمنين عليه السّلام كافى است .
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 472
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٤٧٢