روزى من در لحظهء ورود بر او ! با چه رويى با او ديدار كنم ! با چه زبانى با او نجوا كنم در حالى كه پيمانها و سوگندها را بعد از محكم نمودن آنها شكستم . هنگامى كه او را خواندم در خطاها فرو رفته بودم ولى دعوتم را اجابت فرمود ، در حالى كه احتياجى به من نداشت . در حالى كه با او بيگانه بودم مرا دعوت كرد ولى من به او پاسخى ندادم ، به من روى نمود ولى از او روى گرداندم . واى از كار زشت من و بدكاريم ! چگونه جرأت كردم و چطور خود را فريب دادم ! خدايا بخاطر اين كارهاى بسيار زشت و اين حالات دردناك و بد به فريادم برس ! قسم به عزت و بزرگيت اى آقا و مولاى من و اى پناهگاه و نجات دهندهء من ! اگر پوست من مىتوانست عذاب تو را تحمل كند و نيرويى داشتم كه مىتوانستم مجازات تو را تحمل نمايم ، از تو نمىخواستم مرا ببخشى بلكه بخاطر خشمى كه بر خود دارم و پستى خودم ، از تو مىخواستم مرا عذاب و مجازات نمايى كه چرا بعد از اين گراميداشتهاى بزرگ از اوامر تو سرپيچى كرد . تو ، به او روى آوردى ولى او بعد از اين همه لطف از تو روى گردانده و به تو پشت كرد چه پروردگار مهربان ، چه بردبارى بزرگ و چه لطف فراوانى در « توبه » را براى عاصيان پست و تجاوزگران خطاكارى مانند من گشود ، از بازگشت آنان جلوگيرى ننمود ، به توبه كننده وعدهء قبول داد ، از گناهان در گذشته و آنها را تبديل به چند برابر اعمال شايسته گردانيد .
و در يك كلام ، بايد در ابراز حقيقت جنايات خود و بخششهايى كه
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 43
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٤٣