نور درخشندهء او محروم شدى ، ايراد از تو است و اين اشكال از گناهان تو سرچشمه نمىگيرد - حتى اگر زياد باشد - مگر اين كه ايمان تو ناقص باشد ، پس ايمان خود را اصلاح نموده و از كفر و شرك آشكار به خداوند پناه ببر .
ولى گاهى اوقات تاريكى گناهان مانع درك فيضهاى زيارت او كه شامل تو نيز مىگردد شده و تو را از ديدن نورهايى كه به تو رسيده است محروم مىكند . كه اگر دل و شعورى داشتى حتما آن را درك كرده و از بعضى از آثار آن آگاهى پيدا مىكردى . زيرا مهربانى او به امت مؤمنش كه داراى ولايت خاندانش مىباشند معلوم است ، گرچه گناهكار باشند . و اگر چنين نباشد ، چرا گناهكاران را شفاعت مىكند ؟ و در اين صورت ديدار كنندهاى كه به ديدار او رفته ، به او سلام كرده ، با او نجوا كرده و از خوارى خود نزد او شكوه نموده است ، حقوق بيشترى دارد كه نزد او از بين نمىرود . تمام كسانى كه اخلاق كريمانهء او در مدت زندگى و رفتار او با عموم مسلمانان و بخصوص با كسانى كه به ديدار او رفته و خواستار رفع حوائج خود توسط او مىشدند را ديدهاند از اين مطلب آگاهى دارند . اين امر در حال وفات بخاطر نزديك شدن به منبع فيض و نور در او بيشتر است . و آيا در ميان امت او كسى هست كه فكر كند مسلمان مؤمنى مسافت دور و درازى را با رنج و مشقّت و با شوق زيارت او و اميدوارى به پذيرش و بخشش او و بخاطر نزديك شدن به خداى متعال بپيمايد ولى با نااميدى از عطايا و محروميت از بخشش و
المراقبات في أعمال السنة (فارسى) — صفحة 414
مساهمون: ابراهيم محدث
ص٤١٤