واپس رود و پس از عزت بذلت و پس از امن و آسودگى بترس و بيم گرفتار آئيد .
عبد الملك گفت : آيا فرد سخن گويم يا زوج يعنى يك ( يك ) يا دو ( دو ) ؟
گفت : فرد . گفت : پس در حكومتى كه خدا به تو داده از وى بترس و در رعيتهايى كه تو را سرپرستشان ساخته ، ( جانب ) او را نگه دار و ناسپاسى را بجاى سپاس - گزارى و كيفر را بجاى پاداش قرار مده و رحم خود را كه خدا حق آن را بر تو واجب و لازم ساخته و قرآن بكفر ضايعكننده آن گواهى داده قطع مكن و حق را به صاحب حق بازگردان و حق را بنا اهل مسپار چه زبانها را پس از پراكندگيش بر تو فراهم ساختم و دلها را پس از رميدگيش آرام نمودم و بندهاى پادشاهيت را به محكمتر از ركن يلملم محكم ساختم ، پس چنان بودم كه يكى از بنى جعفر بن كلاب گفته است :
و مقام ضيق فرجته
بلسانى و بيانى و جدل
لو يقوم الفيل او فياله
زال عن مثل مقامى و زحل
» چه بسيار تنگنايى كه من با زبان و بيان و سخنورى خود آن را گشاده ساختم با اينكه اگر فيل يا فيلبانش در چنان جايى كه من پا نهادم ، پا مىنهاد ، مىلغزيد و كنار مىرفت . گفت : سپس ( عبد الملك ) بيرون رفت و رشيد به او نگريست و گفت : هان به خدا قسم [ اگر به منظور نگهدارى بنى هاشم نبود گردنت را مىزدم ] .
هارون رشيد در سال 189 بسوى رى [ رهسپار شد ] و چون به كرمانشاه رسيد براى پسرش قاسم به وليعهدى پس از مامون بيعت كرد و ميان بيعت مامون و بيعت قاسم شش سال بود ، سپس رهسپار شد تا در رى فرود آمد و از آنجا پسرش محمد را فرمان داد تا رهسپار رى شود و آنچه را آنجا گذاشته است سرپرستى