سپس به كار بردن آن را در سى و نه باب ذكر مىكند :
باب اول در بيان جاهاى عمل در ذات الحلق و دائره هايى كه در آن است .
باب دوم در امتحان آن .
باب سوم در گرفتن سايه خورشيد با آن .
باب چهارم هر گاه بخواهى عرض اقليمى يا شهرى يا جايى را با آن بگيرى .
باب پنجم هر گاه بخواهى عرض هر اقليمى را كه چه اندازه است با آن بگيرى .
باب ششم هر گاه بخواهى بدانى كه روز در سرطان چگونه كوتاه و بلند مىشود . باب هفتم هر گاه بخواهى اندازه هر روزى از روزهاى سال را بشناسى .
باب هشتم هر گاه بخواهى مساوى بودن شب و روز را در اقليم اول بشناسى .
باب نهم هر گاه بخواهى بدانى كه چگونه برجها در اقليمها به كمتر يا بيشتر از سى جزء طلوع مىكند .
باب دهم دانستن برگرداندن اجزاى بروج بجزء فلك مستقيم .
باب يازدهم در شناختن هر برجى و اينكه چگونه در اجزاء با طلوع نظيرش غايب و با غايب شدن آن طلوع مىكند .
باب دوازدهم هر گاه بخواهى بدانى كه برجها با اختلاف اجزاء چگونه در وسط السماء طلوع مىكنند .
باب سيزدهم هر گاه شناسايى هر برجى از آنها را بخواهى .
باب چهاردهم هر گاه بخواهى در روز از ناحيه خورشيد ، طالع و اوتاد [ 1 ] اربعه را بشناسى .
باب پانزدهم هر گاه بخواهى در شب از ماه و ستارگان ، طالع را بشناسى .
هامش
[ 1 ] طالع و غارب و رابع و عاشر .