تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧

133 خطبه اى از آن حضرت ( ع )

هم دنيا و هم آخرت مطيع و منقاد خداوندند و زمامشان به دست اوست . آسمانها و زمينها ، كليدهاى خود را تسليم او نموده‌اند . درختان سبز و خرم هر بامداد و شامگاه در برابر او خاضعاند و براى او از شاخه‌هاى خود آتشهاى تابناك ، از گلها و ميوه‌ها ، مىافروزند و به فرمان او و مشيت اوست كه ميوه‌هاى رسيده به بار مىآورند .

از اين خطبه

و كتاب خدا در ميان شماست ، گويايى است كه زبانش از گفتن در نمىماند . سرايى است كه اركانش ويران نمىشود . پيروزمندى است كه يارانش به هزيمت نمىروند .

و هم از اين خطبه

او را به هنگامى كه در ميان مردم پيامبرانى نبود به رسالت فرستاد . مردم هر يك در كار دين سخنى مىگفتند پس ، محمد ( صلى اللَّه عليه و آله ) را در پى رسولان بفرستاد و وحى را به دو پايان بخشيد . او در راه خدا با كسانى كه از خدا اعراض كرده بودند و نيز كسانى كه برايش شريك و همانند قرار داده بودند ، جهاد كرد .

و هم از اين خطبه

دنيا منتهاى ديدهء نابيناست ، كه نگاهش از آن درنمىگذرد و آنچه را ، كه در آن سوى آن است ، نمىبيند . آنكه اهل بصيرت است ، ديدگان گشوده و مىداند كه در آن سوى آن ، سراى آخرت است . اهل بصيرت از دنيا دل بر مىكند و آنكه ديدهء باطنش نابيناست ، از آن دل برنمىكند . بينا براى آخرت توشه برمىگيرد و نابينا براى زندگى دنيا .

و هم از اين خطبه

بدانيد كه هر كه را هر چه باشد ، روزى از آن سير مىشود و ملول مىگردد . تنها زندگى است كه از آن سير نمىشود ، زيرا در مرگ ، راحت و آسودگى نمىيابد . و آن سخن حكمت است كه زندگى دل مرده است و بينايى ديدهء نابينا و شنوايى گوش ناشنوا و سيراب كردن است تشنه را و در همهء آن بىنيازى است و سلامت . كتاب خداست ، كه به يارى آن حق را مىبينيد و مىگوييد و مىشنويد . برخى از