132 خطبه اى از آن حضرت ( ع )
و از اين خطبه
به خدا سوگند ، سخنى است به جد ، نه بازيچه ، سخنى است راست ، نه دروغ و ، آن سخن مرگ است ، كه چاووش آن بانگ دعوت خود به گوش همه رسانيد و ساربان خدا خوانش ( 1 ) مسافران را با شتاب فراخواند . پس به بسيارى مردمان فريفته نشوى ، كه خود به چشم خود ديدى آن را كه پيش از تو بود ، مالها اندوخت و از درويشى برحذر بود و با آرزوى دراز و دور انگاشتن مرگ ، از عاقبت امر ايمن زيست ، چگونه مرگ او را فرو گرفت و از وطنش بركند و بر تختههاى تابوت نشاند و مردم تابوت او را از يكديگر مىگرفتند و بر دوشها مىنهادند و با سر انگشتان نگه مىداشتند . آيا آن كسانى را كه آرزوهاى دور و دراز در دل داشتند و بناهاى بلند و استوار برمىآوردند و مال فراوان گرد مىآوردند ، ديدى ، كه خانه هايشان گورهايشان شد و هر چه گرد آورده بودند تباه گرديد و اموالشان به ميراثخواران رسيد و زنانشان نصيب ديگران شد نه ياراى آنكه بر حسنات خويش بيفزايند و نه توان آنكه از گناهان پوزش خواهند . هركس تقوا را شعار قلب خود سازد ، در اعمال خير بر ديگران پيشى گيرد و كارش موجب رستگاريش گردد . خيرى را كه از پرهيزگارى حاصل مىكنيد غنيمت شماريد و براى رسيدن به بهشت كارى در خور آن كنيد . زيرا دنيا را نيافريدهاند كه سراى جاويدان شما باشد ، بلكه گذرگاهى است و بايد از آن توشه برگيريد ، براى سرايى كه در آن قرار خواهيد گرفت . پس براى سفر بشتابيد و مركبان را حاضر آوريد كه زمان جدايى در رسيده است .