طالبيين را بر عهده داشت و امر قضا و حج و نظر در مظالم به او واگذار شده بود .
همچنين ، گاه از سوى خلفا به دربار آل بويه يا حمدانيان ، به سفارت فرستاده مىشد .
سرانجام ، وى در سال 400 هجرى جهان را بدرود گفت . ابو العلاء معرّى ، در رثاى او ، قصيده اى بلند پرداخت و در آن قصيده از فرزندان او ياد كرده است :
ابقيت فينا كوكبين سنا هما
فى الصبح و الظلماء ليس بخاف . . .
رزقا العلاء فاهل نجد كلَّما
نطقا الفصاحة مثل اهل دياف
ساوى الرّضى و المرتضى و تقاسما
خطط العلا بتناصف و تصاف
( سقط الزند ) ابو احمد را دو پسر بود : على ، ملقب به الشريف المرتضى و محمد ، ملقب به الشريف الرضىّ . مرتضى در سال 355 متولد شد و رضى در سال 359 . هنوز ، خردسال بودند كه مادرشان آن دو را به شيخ مفيد ، محمد بن محمد بن النعمان ، سپرد تا تربيت كند و علم آموزد . در اين مقدمه ، به مناسبت كتاب نهج البلاغه به شرح زندگى و آثار رضى مىپردازيم .
ابو الحسن محمد بن الحسين ، الشريف الرضى ، از اجلَّهء شاعران و اديبان عرب بوده است . ثعالبى در يتيمة الدهر ( ج 3 131 ) گويد كه رضى در بغداد زاده شد و اندكى از ده سالگى وى گذشته بود كه شعر گفتن آغاز نهاد . امروز ( در زمان ثعالبى ) در بيان بدايع شعرى مقامى ارجمند و و الا دارد . وى ، برترين شاعران طالبيين است و با آنكه كسانى چون جمانى و ابن طباطبا و ابن الناصر از ميان علويان برخاستهاند و همه از بزرگان شاعران عصر خويش بودهاند ولى رضى بر همه فايق آمده است . پس اگر بگوييم كه او برترين شاعران قريش است ، سخنى به گزاف نگفتهايم . پدرش ، ابو احمد در سال 380 امر نقابت طالبيين را به او سپرد و او در قصيده اى به مطلع
انظر الى الايام كيف تعود
و الى المعالى الغرّ كيف تزيد
( ديوان ، 1 310 ) پدر را بستود و او را سپاس گفت .
شريف رضى معاصر سه تن از خلفاى عباسى بود : المطيع لله ( 363 - 334 ) و الطائع لله ( 381 - 363 ) و القادر بالله ( 422 - 381 ) . در عهد المطيع ، رضى دوران كودكى را مىگذرانيد ، ولى ، زمان خلافت الطائع و القادر ، دورهء شهرت و عزت او بود . در ديوان شريف رضى ، قصايدى در مدايح يا مراثى خلفا و