تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحجاز في صدر الإسلام ( حجاز در صدر اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
ابن شبّه گويد : پيامبر - ص - آهنگ آن داشت كه در بقيع الزبير بازارى تشكيل دهد . كعب بن اشراف آمد و طنابهايش را بريد . حضرت فرمود بناچار بازار را به موضعى خواهم برد كه او را خشمگين‌تر كند پس آن را به موضع بازار مدينه منتقل كرد و گفت اين بازار از آن همگان است . كسى جايى را سنگچين نكند و نيز خراج به كسى نپردازد . « 1 » موضع اين بازار مقابر بنى ساعده بود . ابن زباله روايت مىكند كه پيامبر به ميان بنى ساعده آمد و گفت براى نيازى به نزد شما آمده‌ام . قبرستان را به ما بدهيد تا بازار كنيم . اين قبرستان از خانهء ابن ابى ذئب بود تا خانهء زيد بن ثابت . بعضى موافقت كردند و بعضى مخالفت ولى پس از گفتگوها كه ميان خود كردند ، همگان موافق شدند . و آنجا را بازار نمود . سمهودى مىگويد اين ، همهء بازار مدينه نبود ، بخشى از آن بود . « 2 » اين بازار ميدانى بدون سقف بود . كسى جايى را مخصوص خود سنگچين نكرده بود . ماليات و كرايه‌اى هم به كسى نمىداد . « 3 » تا زمان معاويه . چون ابراهيم بن هشام بن اسماعيل از سوى هشام بن عبد الملك امارت مدينه يافت ، به خليفه اشارت كرد كه مكانى بنا كند كه بازار مدينه در آن داخل شود . هشام پذيرفت و چنين مكان وسيعى را ترتيب داد . « 4 » ابن شبّه مكان درهاى اين بازار را برشمرده است . « 5 » و ابن زباله حدود آن را چنين تعيين كرده است كه ابتداى ديوار از پايان بلاط بود ؛ يعنى از نزد خانهء عباس در زوراء ، نزديك مدفن مالك بن سنان . اين ديوار شرقى بازار بود . ابن زباله مىافزايد كه اين ديوار ، جلو خانهء عباس بن عبد المطلب را سد كرد ، و نيز دار النّخله را كه از آن آل شيبة بن ربيعه بود . و آنجا را به سبب نخلى كه در آن بود بدين نام خوانده‌اند . سپس خانهء معمر العدوى را و صاحب السوق بر درگاه اين خانه مىنشست . ديوار شرقى از مقابل خانه‌هاى بسيارى مىگذشت و آنجا كه رو به روى كوچه يا محله‌اى بود ، درى باز كرد . ديوار غربى نيز از جنوب به شمال كشيده شد و بر زوراء و خانهء ابن
هامش
( 1 ) - سمهودى ، ج 1 ، ص 540 . ( 2 ) - سمهودى ، ج 1 ، ص 50 . ( 3 ) - سمهودى ، ج 1 ، ص 541 . ( 4 ) - ابن شبه ، ص 270 و سمهودى ، ج 1 ، ص 541 . ( 5 ) - ابن شبه ، ص 271 .