و اين منم ، اى خداوند من ، كه بر درگاه عزّ تو ايستادهام ، آن سان كه تسليم شوندهء به مذلّت نشستهاى . در عين شرمزدگى ، چون بينوايان عيالمند دست سؤال دراز كردهام . اقرار مىكنم كه به تسليم در برابر احسان تو كارى نكردهام جز آن كه از عصيان تو چشم پوشيدهام و در همه حال از نعمتهاى تو بىبهره نبودهام .
آيا ، اى خداوند من ، همين كه به درگاه تو به اعمال ناپسند خود اقرار كنم مرا سودمند است ؟ و آيا همين كه به درگاه تو به زشتى كردار خويش معترف آيم ، رهايى خواهم يافت ؟ يا در همين جا كه ايستادهام خشم خود بر من گماشتهاى ، يا در همين هنگام كه دست دعا به سوى تو بر داشتهام ، غضب خود قرين من ساختهاى ؟ اى خداوند ، از تو نوميد نمىشوم ، زيرا در توبه به روى من گشودهاى ، بلكه به درگاه تو مىنالم : به سان بندهاى ذليل و بر خود ستم كرده و حرمت پروردگار خود شكسته ، آن كه گناهانش افزون است و افزونتر نمايد و روزگارش روى به ادبار نهاده و در گذشته است ، چندان كه زمان عمل را پايان يافته بيند و عمر را به نهايت رسيده ، و يقين كند كه جز تواش پناهى نيست و از تو گريختن نتواند اينك دست انابت به سوى تو برداشته و از روى اخلاص به درگاه تو توبه مىكند و با دلى پاك در مقام قرب تو ايستاده است و با آوازى نجواگونه و آهسته با تو راز مىگويد . به تواضع قامت خم كرده و سر فرو داشته و پيكر چنبر نموده است . از بيم ، پاهايش مىلرزد و سرشكش گونههايش را غرقه ساخته است . تو را ندا مىدهد كه : اى مهربانترين مهربانان ، اى مهربانترين كسى كه مقصد جويندگان رحمتى ، و اى صاحب عطوفتى كه مقصود پويندگان استغفارى ، اى خداوندى كه عفوت از انتقام بيش است و خشنوديت از خشم افزون ، اى خداوندى كه از گناهان خلق نيكو در مىگذرى و از اين رو زير بار منت تو هستند ، اى خداوندى كه بندگان
الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 82
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص٨٢