تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
ترسان و هراسان و بيمناكم ، فقيرم و به تو محتاجم . اى خداى من ، به تو شكايت مىكنم ناتوانيم را ، كه نمىتوانم به آن وعده‌اى كه به اولياى خود داده‌اى بشتابم و نمىتوانم از آنچه دشمنانت را از آن ترسانده‌اى دورى جويم . به تو شكايت مىآورم از فراوانى غم و اندوهم و وسوسهء نفسم . خدايا ، به سبب آنچه در باطنم مىگذرد ، مرا رسوا نساخته‌اى و به سبب گناهانم هلاك نكرده‌اى . تو را مىخوانم و تو پاسخم مىدهى ، هر چند به هنگامى كه مرا مىخوانى من در پاسخ تو درنگ مىكنم . هر نيازم كه باشد ، از تواش مىخواهم و هر جا كه باشم ، راز دل خود به تو مىسپارم . جز تو كسى را نمىخوانم ، جز تو به كسى اميد ندارم . لبيك لبيك . هر كس به تو شكايت آورد ، مىشنوى . هر كس بر تو توكل كند ، به دو روى مىكنى . هر كس را كه چنگ در ريسمان تو زند ، رهايى مىبخشى و از كسى كه به تو پناه آورد ، غم و اندوه مىزدايى . اى خداوند ، مرا به سبب اندك بودن سپاسگزاريم از خير دنيا و آخرت محروم مكن . گناهانم را كه تنها تو مىدانى چيست بيامرز . اگر مرا عذاب كنى ، سزاى من است ، كه من ستمگرم و تباهكارم و گنهكارم و مقصرم و سهل انگارم و غافل از بهرهء خويش هستم . اگر مرا بيامرزى ، چه شگفت ، كه تو مهربان‌ترين مهربانانى .