نجويى . تويى كه چون عصيانگرى را عقوبت كنى ، راه افراط نپويى .
و من اى پروردگار من ، بندهء تو هستم ، بندهاى كه به دعايش فرمان دادهاى و او دست انابت به درگاه تو برداشته است ، گويد : لَبَّيْك و سَعْدَيْك . اين منم اى پروردگار من ، بر پيشگاهت افتاده . اين منم كه بار گناهانم بر پشتم سنگينى مىكند و گناهان عمرم را تباه ساخته است .
اين منم كه از روى جهالت تو را عصيان كردهام در حالى كه تو سزاوار عصيان من نبودى .
آيا تو اى خداوند ، بر كسى كه به درگاهت دست به دعا بردارد رحمت مىآوردى ، تا من در دعا مبالغت ورزم ؟ آيا تو اى خداوند ، كسى را كه به درگاهت اشك ريزد مىآمرزى ، تا من به اشكبارى شتابم ؟ آيا تو اى خداوند ، كسى را كه به خوارى روى بر خاك درت نهد مىبخشايى ؟
آيا تو اى خداوند ، كسى را كه شكايت بينوايى خويش به درگاه تو آرد در حالى كه به تو توكل كرده است بىنياز مىسازى ؟ اى خداوند ، آن را كه جز تو بخشندهاى نمىيابد نوميد مكن ، و آن را كه جز تو از ديگرى بىنيازى نجويد فرو مگذار .
اى خداوند ، بر محمد و خاندان او درود بفرست و از من اعراض مكن كه روى به تو آوردهام ، و مرا محروم مدار كه دل به تو سپردهام ، و دست رد به رويم مزن كه بر درگاهت ايستادهام .
تويى كه خود را به رحمت وصف كردهاى . پس بر محمد و خاندانش درود بفرست و بر من رحمت آورد . تويى كه خود را بخشنده ناميدهاى ، پس گناهان من بر من ببخشاى .
بار خدايا ، مىبينى كه چسان از خوف تو سرشكم روان است .
چسان از خشيت تو دلم لرزان است . چسان از هيبت تو اعضايم درهم شكسته است . چگونه چنين نباشم كه از كردارهاى ناپسند خود شرمندهام و آوازم به تضرع بر نمىآيد و زبانم نمىجنبد كه
الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 105
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص١٠٥