آهسته آهسته راز و نياز كنم .
اى خداوند من ، حمد باد تو را ، بسا پرده بر عيبهاى من كشيدهاى و رسوايم نساختهاى ، بسا گناهان من نهان داشتهاى و مرا شهرهء شهر نكردهاى ، بسا آلودگىها كه مرا هست و تواش فاش نساختهاى و نشان بدنامى به گردنم نياويختهاى و از همسايگان من ، عيبجويان مرا و كسانى را كه بر نعمتى كه بر من عنايت كردهاى حسد مىبرند ، از عيب و عار من آگاه نكردهاى . اين همه مرا از آن باز نداشت كه از ادامت اعمال ناپسند خود - كه تو بر آنها آگاهى - ندامت جويم .
پس اى خداوند من ، چه كسى است نادانتر از من به رستگارى خويش ؟ چه كسى است غافلتر از من به نصيب خود ؟ چه كسى است دور تر از من به اصلاح نفس امّارهاش به هنگامى كه آن نعمت بىكران تو را در راه معصيتى كه مرا از آن بازداشتهاى تباه مىكنم ؟ چه كسى بيش از من در گرداب باطل غوطهور و به بدى گرايندهتر است چون ميان دعوت تو و دعوت شيطان مخيّر آيم و در عين بينايى و هشيارى ، نه از روى بىخبرى و فراموشى در پى دعوت او مىروم ؟ در حالى كه يقين دارم كه دعوت تو به بهشت نعيم مىانجامد و دعوت شيطان به آتش جحيم .
منزهى تو ! چه شگفت است كه من به زيان خود گواهى مىدهم و اعمال نهان خويش بر مىشمارم . و شگفتآورتر از اين بردبارى توست در برابر من و درنگ توست در مؤاخذت سريع من . و اين نه بدان سبب است كه مرا در نزد تو آبرويى است ، بلكه به سبب مداراى توست با من و احسان تو در حق من . باشد كه از معصيتى كه تو را به خشم آورد باز ايستم و از گناهانى كه مرا فرسوده است دست بدارم ، كه عفو و بخشايش مرا از عقوبت و عذاب من دوستتر دارى .
من - اى خداوند من - گناهم بيشتر است و اعمالم زشتتر و
الصحيفة السجادية (فارسى) — صفحة 106
مساهمون: عبد المحمد آيتى
ص١٠٦