سلّام و ابو الحسن على بن مغيرهء اثرم و لحيانى و چند تن ديگر روايت مىكند و ابو الفوارس داود بن محمد بن صالح مروزى ، نحوى معروف به صاحب ابن سكيت ، و پسرش عبد العزيز بن ثابت از او روايت مىكنند . پدرش ، ابو ثابت عبد العزيز ، از مردم عراق است . مردى است جليل القدر و مورد وثوق و مقبول القول در لغت . معروف است به ورّاق ابو عبيد .
274 - ثابت بن سنان بن ثابت بن قرّة صابى [ 1 ]
كنيهاش ابو الحسن ، طبيب و مورّخ است . بنا بر نقل هلال بن المحسّن يازده شب از ذوالقعدهء سال 365 گذشته ، وفات كرد .
ابو الحسن ، طبيبى حاذق و اديبى بارع بود . او راست كتابى در تاريخ كه آغاز آن اول ايام مقتدر است . و كتاب ديگرى در اخبار شام و مصر در يك مجلد .
ابو اسحاق ابراهيم بن هلال صابى دايى خود ، ابو الحسن ثابت بن سنان بن قره ، را پس از مرگش مرثيهاى گفت بدين مطلع [ 2 ] :
أ سامع انت يا من ضمّه الجدف * نشيج باك حزين دمعه يكف .
275 - ثابت بن محمد جرجانى [ 3 ]
كنيهاش ابو الفتوح بود . حميدى در كتاب الاندلسيّين از او ياد كرده است و گويد كه وى به اندلس داخل شد و تا مرزهاى آن را نورديد و با ملوك آن ديار آشنايى يافت . وى از پيشوايان زبان عربى و استاد در علوم عرب بود .
ابن بشكوال گويد : ثابت بن محمد در محرم سال 431 كشته شد . باديس بن حبوس [ 4 ] امير صنهاجه بدين تهمت ، كه با پسر عمش يدير بن حبّاسه [ 5 ] در قيام بر ضد او شركت داشته ، به قتلش آورد . تولدش در سال 350 بود ، علاوه بر ادب در منطق نيز استاد بود .
هامش
[ 1 ] ابن جلجل : 80 ، تاريخ الحكماء 109 ، طبقات صاعد : 37 ، عيون الانباء 1 : 224 ، الوافى 10 : 463 .
[ 2 ] آيا مىشنوى ، اى آنكه تو را گور در آغوش فشرده ، آواز گريهء غمگينى را كه سرشكش جارى است .
[ 3 ] الذخيرة 4 / 1 : 124 ، الجذوة 173 ( بغية الملتمس ، رقم : 602 ) ، الصلة : 125 ، انباه الرواة 1 : 263 .
[ 4 ] م : حيوس .
[ 5 ] م : بيدر بن جياسه .