منظور است بلكه همين هم خدمت به عالم غيب و تخريب عالم حس است و وجه اين مطلب اينست كه آبادانى آخرت و تحصيل معرفت جز به حيات دنيائى ممكن نيست پس عمارت اين دنيا به قدر ضرورت براى ادامهء حيات و بقاء نوع است تا معرفت كسب شود و بآبادانى سراى آخرت پرداخته شود ولى اين آبادانى دنيا از ناحيهء آنها زيادتر از قدر حاجت نيست و عمارت اين دنيا از ناحيهء اهل حق و اشتغالشان به آن از باب مقدمه و به قدر ضرورت است بر خلاف اهل دنيا كه اين دنيا بنفسه مطلوب و معشوق آنها است و دنيا را فقط براى دنيائيش مىطلبند و دوست دارند و حاضرند آن را به هر چه كه غير آن است معاوضه كنند و اگر هم ديده مىشود كه گاه گاهى يادى از امور اخروى ميكنند و بدان مشغول مىشوند اين بخاطر تقيه از اهل حق است چون حفظ سعادت دنيائى خود را در گرو اين اشتغال به امور اخروى مىدانند و ياد آخرت آنها هم باز بخاطر حفظ دنيايشان است .
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 52
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٥٢