ولى او فرياد بر آورد كه هيهات هيهات ، فرار و نجاتى براى شما نيست - و خروجى از اين جا براى شما نخواهد بود ، ساكت شويد و سخن نگوئيد كه اگر خارج شويد دوباره به انجام آنچه از آن نهى شدهايد باز خواهيد گشت ، اينجا است كه اميدشان قطع مىشود ، و بر آنچه از كف دادهاند ، تأسف ميخورند . ولى نه پشيمانى آنها را نجات مىدهد و نه ناله و آه آنان را سودى مىبخشد ، در حالى كه بزنجير كشيده شدهاند بر رو به آتش افكنده مىشوند و آتش از بالا و پائين و راست و چپ آنها را فرا گرفته و غرق در آتش هستند ، طعامشان آتش است و شرابشان آتش ، لباسشان آتش است و بسترشان آتش ، زنجيرهائيكه بدست و پايشان بسته شده آنها را در جايگاه تنگشان فرو برد ، و با پتكهاى آهنين پيكرشان در هم كوبيده شود ، و آتش آنها را چون ديگ جوشان ، به جوش آورد ، و هر گاه كه از ميان پردههاى آتش فرياد آنها بلند شود جامى از آب جوشان دوزخ بر سر آنها ريزند كه آنچه را در اندرون آنها است بگدازد و پوست بدن را بسوزاند ، و براى آنها پتكهائى از آتش است كه چون بر سر آنها فرود آرند ، پيشانى آنها در هم بشكند ، از دهان آنها چرك و خون جارى است و از شدت عطش جگرهاى آنها قطعه قطعه شود حدقههاى چشم بر گونه هايشان روان است و گوشتهاى صورت در حال فرو ريختن و پيههاى بدن در حال آب شدن و پوست بدن در حال بركنده شدن است ، پس هر پوستى كه بسوزد پوستى غير از آن بجاى آن آيد ، استخوانهاى بدن از گوشت برهنه گردد ، و صورتشان سياه ، و چشمها بينائى خود را از دست داده و زبانها را قدرت گويائى نيست ، ستون فقرات آنها در هم شكسته و استخوانى سالم براى آنها نمانده
اسرار الصلوة ( فارسي ) — صفحة 39
مساهمون: رضا رجب زاده
ص٣٩