مردم جهان مىدانست ! » « 1 »
اين روش تحقيرآميز توسط جانشين عبدالبهاء هم ادامه داشت . شوقى هم در مكاتبات خود ايرانيان را مورد اهانت قرار مىداد و مثلًا دربارهى آنها مىگويد :
« افراد ملت ايران كه به قساوتى محيرالقول و شقاوتى مبين به تنفيذ احكام ولاةامور و رؤساى شرع اقدام نمودند و ظلم و اعتسافى مرتكب گشتند كه به شهادت قلم ميثاق در هيچ تاريخى از قرون اولى و اعصار وسطى از ستمكارترين اشقيا حتى برابرهى آفريقا شنيده نشد به جزاى اعمالشان رسيدند و در سنين متواليه آسايش و بركت از آن ملت متعصب جاهل ستمكار بالمره مقطوع گشت و آفات گوناگون از قطحى و و با و بليات اخر ، وضيع و شريف احاطه نمود و يد منتقم قهار چندين هزار نفس را به باد فنا داد » « 2 »
گذشته از اين تبعيض و تحقير ايرانيان ، اشاره به گونههاى ديگرى نيز از تبعيض و تحقير در رفتار و كردار رؤساى اين فرقه ، به كرات در خاطرات صبحى ديده مىشود و آن ناديدهگرفتن خطاها ، جنايات و كردارهاى ناپسند مبلغان و پيروان مطيع بود . تنها از عيوب آنها چشم مىپوشيدند حتى از بدگوئى نسبت به آنها هم ممانعت مىكردند . اين رفتار را در مورد منتسبين و بستگان عبدالبهاء مىتوان ديد . « 3 »
رياكارى و تظاهر
از نكتههايى كه در كردار و رفتار غيرقابل انكار بهائيان ، بهويژه عبدالبهاء ، در اين خاطرات ديده مىشود ، تظاهر و رياكارى رهبر بهائيان است . صبحى چنين مىنگارد :
« روز ديگر كه جمعه بود با جميع همراهان به حمام رفتيم و نزديك ظهر بيرون آمديم چون به در خانهى عبدالبهاء رسيديم ديديم سوار شده براى اداى
هامش
( 1 ) . پيام پدر ، ص 166 - 167
( 2 ) . همان ، ص 214
( 3 ) . خاطرات صبحى ، صص 116 - 117 ، 236 - 238