خانوادهى ايرانى مهاجر بوده است و از مردم آن سرزمين يك نفر هم بهائى نشده بود :
« در حيفا و عكا نزديك پنجاه خانوادهى بهائى بودند و همه از مردم ايران بودند . از مردم آن سرزمين يك نفر هم بهائى نشده بودند ، مگر نيرنگبازى به اسم جميل كه به گويش فارسى سخن مىگفت و دانسته نشد كه از چه نژادى است در روزگار جنگ جهانى دوم به ايران آمد و به دستيارى جهودان بهائى در آن روزگار آشفته ، از راه نادرستى و دزدى سودها برد . آنها دو دسته بودند يك دستهى نيرومندتر كه پيروان عبدالبهاء بودند و خود را بهائيان ثابت مىخواندند و دستهى ديگر كه كمتر از آنها هستند و خود را بهائيان موحد مىنامند ، چنان كه در ديباچه گفتم . و ميان اينها دشمنى و كينهورزى بىاندازه است » . « 1 »
رؤساى فرقهى بهائى براى آنكه پيروان اين فرقه در حيفا و عكا ، از مسائل داخلى بهائيت سردرنياورند ، مدت اقامت بهائيان در حيفا را نه يا نوزده روز قرار داده و بيش از اين ، رخصت اقامت نمىدادند .
صبحى در توضيح چرايى اين اقامت كوتاه در خاطرات خود مىنويسد :
« اين ايام قليل براى درك حقايق و فهم مسائل كفايت نمىكرد ! خاصه كه چند روز از اين مدت را در عكا به سر مىبردند و هم به امورات شخصى خود مىرسيدند و چون مقصود اصلى ايشان از اين مسافرت جز تشرف ! به حضور عبدالبهاء و زيارت « روضه » و « مقام اعلى » چيز ديگر نبود ، زائرين به همين اندازه قناعت مىكردند و البته صلاح هم جز اين نبود ؛ زيرا كثرت توقف و انس زياد ، رعب ايشان را مىبرد و پرده وهمشان را مىدريد و چيزهايى مىشنيدند و امورى مىديدند كه به احتمال ، باعث سستى ايمانشان گشته نفس مدعى را چون خود . . . مىشمردند » . « 2 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 106
( 2 ) . خاطرات صبحى ، صص 173 ، 174