ناتوانى سپاه اسلام پيشبينى كرده بودند ، به وقوع پيوست ودر اوّلين مرحله از جنگ ، چهار تن از برجستهترين افرادشان به دست حمزه عليه السلام واميرمؤمنان به هلاكت رسيدند ، در صورتي كه ارزيابى جاسوس آنها ( عُمير بن وهب جُمحى ) از نيروى اسلام چنين بود :
« ما لَهُم كَمين وَلا مَدد وَلكِن نواضح يثرب قد حملت الموت الناقع » .
« سپاه محمّد نه كمينى دارد ونه كسى به كمك آنها مىشتابد ، بدانيد كه شتران آبكش يثرب ! چيزى جز مرگ فراگير وذلّت بار با خود حمل نمىكنند . » « 1 »
أبو جهل نيز كه از سران وطرّاحان جنگ بود ، چنين اظهار نظر كرد : « ما هُم إلّا أُكْلَةُ رَأسٍ لَو بعثنا إِلَيهم عَبيدنا لَأَخَذُوهم أَخْذاً باليد » ؛ « سپاه يثرب لقمهاى بيش نيست ، ما اگر تنها بردگان خود را بفرستيم آنها را خفه خواهند كرد . » « 2 »
آرى ، بر خلاف اين پيشبينىهاى دشمن ، شجاعت وشهامت عمو وپسر عموى پيامبر در اوّلين مصاف ، سرنوشت جنگ را به نفع اسلام رقم زد ودشمن با از دست دادن چهارتن از نامآوران خود ، كه طليعهء شكست قطعي بود ، به اين فكر افتاد كه به جاى جنگ تن به تن ، از حملهء عمومى وتهاجم جمعى بهرهگيرد تا بتواند در اثر كمىِ سپاهِ توحيد وبسيارىِ سپاه
هامش
( 1 ) . تفسير القمي ، ج 1 ، ص 262
( 2 ) . تاريخ ابن كثير ، ج 3 ، ص 270 - 269