اسلام طلوع كرد ، روح جاهليت در ميان بيشتر مردم به ويژه ثروتمندان حاكم بود و داشتن برده و خريد و فروش آن ، امرى رايج بود . از آنجايى كه با اين طبقه برخوردهايى غير انسانى مىشد ، روح فرمانبردارى بىچون و چرا و ذلت در وجودشان ريشه دوانيده بود و چون به يكباره آزادسازى آنها مشكلات فراوانى به وجود مىآورد ، مىبايست به گونهاى تدريجى و پس از بازيابى خود و فراگيرى آموزشهاى لازم ، آزاد مىگرديدند .
رهيافت پيشگفته دربارهء بردگان و افرادى است كه طوق بندگى را به دوش مىكشيدند و با افراد شريفى مانند برخى از مادران ائمه ( عليهم السلام ) كه در جنگها اسير مىشدند « 1 » ، ارتباطى ندارد . « 2 »
همواره با ملائك
حضرت حميده ، عبد شايستهء خداوند و مورد عنايات خاص الهى بود . فرشتگان همواره او را حراست و حفاظت مىكردند تا گَرد آلودگى بر تارك وجود مطهرش ننشيند و پاك و پيراسته از ناخالصىها
هامش
( 1 ) . عامل ديگرى براى اسارت آنها به ذهن نگارنده نمىرسد .
( 2 ) . براى توضيح بيشتر ر . ك : حميدة مصفاة ، ص 62 به بعد .