اين كيسه پول ، كنيزى « 1 » خريدارى مىكنيم » .
مدتى از اين گفتوگو گذشت . ابن عكاشه مىگويد : روزى خدمت امام باقر ( ع ) شرفياب شديم . فرمود : آيا نمىخواهيد دربارهء آن بردهفروش كه پيرامون او برايتان سخن گفتم ، گزارش دهم ؟ او آمده است . برويد و با اين كيسه پول جاريهاى بخريد .
ما نزد بردهفروش رفتيم . او گفت : هر چه داشتهام ، فروختهام جز دو جاريه كه ناخوش مىباشند كه البته يكى از ديگرى بهتر است .
گفتيم : آنها را بياور تا ببينيم .
هنگامى كه آورد ، گفتيم : اين فرد بهتر را به چه قيمتى مىفروشى ؟
گفت : به هفتاد دينار .
گفتيم : نيكى كن .
گفت : كمتر از هفتاد دينار قبول نمىكنم .
گفتيم : او را در مقابل اين كيسه پول - هر چه باشد - مىخريم در حالىكه نمىدانيم چقدر پول در آن است .
هامش
( 1 ) . دربارهء نگاه اسلام به برده دارى بعداً توضيح كوتاهى داده خواهد شد . نكتهاى كه بايد در اينجا بدان توجّه كنيم ، اين است كه شرافت واقعى انسانها به اعتقادات صحيح ، ايمان و صفات پسنديده و اعمال نيك آنهاست ، نه رنگ رخسار و برده يا آزاد بودن و مانند آن .