خدايى كه آنچه را كه مىدانيد ، به شما عطا كرده است ، ( 132 )
چارپايان و پسران . ( 133 )
و باغها و چشمهساران . ( 134 )
من از عذاب روزى بزرگ بر شما بيمناكم . ( 135 )
گفتند : براى ما يكسان است كه ما را اندرز دهى يا اندرز ندهى . ( 136 )
اينها جز همان دروغ و نيرنگ پيشينيان نيست . ( 137 )
و ما را عذاب نخواهند كرد . ( 138 )
پس تكذيبش كردند و ما آنان را هلاك كرديم . هرآينه در اين عبرتى است ، و بيشترينشان ايمان نياوردند . ( 139 )
هرآينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است . ( 140 )
واژگان
الرّيع : به كسر راء و فتح آن ، مكانى بلند و نيز راه گشاد . همچنين ريع ، به فتح ، به معناى رشد كردن كشت بهكار مىرود .
المصانع : در اينجا مراد كاخهايى است كه بركتى در آنها نباشد .
البطش : گرفتن با دست .
الجبّار : هرگاه انسان با واژهء جبار توصيف شود ، مراد از آن نكوهش است و اينكه او انسانى متكبر و خودخواه است و هرگاه خداوند با اين واژه توصيف شود ، مرا از آن ستايش است و اينكه او چنان مقامى و الا دارد كه كسى بدان نمىرسد .
اعراب
« إِنْ هذا » .
« إن » نافيه است . « بمعذبين » . « باء » زايد و « معذبين » خبر « نحن » است .
تفسير
داستان هود در سورهء اعراف ، آيهء 65 - 72 ، جلد سوم و نيز در سورهء هود ، آيهء 50 - 60 ، جلد چهارم بيان شد .
كَذَّبَتْ عادٌ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَ لا تَتَّقُونَ * إِنِّي لَكُمْ