تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 809

مساهمون:

ص٨٠٩
است . و مرا راه خواهد نمود . ( 62 ) پس به موسى وحى كرديم كه : عصايت را بر دريا بزن . دريا بشكافت و هرپاره چون كوهى عظيم گشت . ( 63 ) و آن گروه ديگر را نيز به دريا رسانديم . ( 64 ) موسى و همهء همراهانش را رهانيديم . ( 65 ) و آن ديگران را غرقه ساختيم . ( 66 ) هرآينه در اين عبرتى است ، و بيشترينشان ايمان نياوردند . ( 67 ) هرآينه پروردگار تو پيروزمند و بخشنده است . ( 68 )

واژگان

سرى : در شب راه رفت . الشرذمة : گروه اندك از مردم . در كتاب البحر المحيط آمده است كه شرذمة عبارت از هرچيزى است كه باقىماندهء آن ناچيز و اندك باشد . غائظون : جمع غائظ : خشمناك . در برخى از كتب لغت آمده است كه گفته نمىشود : أغاظه و اغتاظ فلان من كذا [ شايد به اين دليل كه مزيد آن به‌كار نمىرود ] . حاذرون : جمع حاذر : بيدار ، آماده . طبرسى مىگويد : حاذر اسم فاعل حذر . مشرقين : در هنگام برآمدن خورشيد وارد شدند . تراءى الجمعان : دو گروه روياروى هم قرار گرفتند و هركدام ديگرى را مىديد . الفرق : به كسر فاء ، يعنى پاره . الطود : كوه . أزلفنا : نزديك كرديم .

اعراب

« حاذرون » صفت است براى « جميع » . « مشرقين » حال است از واو « اتّبعوهم » « كلّا » حرف ردع و زجر است .