است . و مرا راه خواهد نمود . ( 62 )
پس به موسى وحى كرديم كه : عصايت را بر دريا بزن .
دريا بشكافت و هرپاره چون كوهى عظيم گشت . ( 63 )
و آن گروه ديگر را نيز به دريا رسانديم . ( 64 )
موسى و همهء همراهانش را رهانيديم . ( 65 )
و آن ديگران را غرقه ساختيم . ( 66 )
هرآينه در اين عبرتى است ، و بيشترينشان ايمان نياوردند . ( 67 )
هرآينه پروردگار تو پيروزمند و بخشنده است . ( 68 )
واژگان
سرى : در شب راه رفت .
الشرذمة : گروه اندك از مردم . در كتاب البحر المحيط آمده است كه شرذمة عبارت از هرچيزى است كه باقىماندهء آن ناچيز و اندك باشد .
غائظون : جمع غائظ : خشمناك . در برخى از كتب لغت آمده است كه گفته نمىشود : أغاظه و اغتاظ فلان من كذا [ شايد به اين دليل كه مزيد آن بهكار نمىرود ] .
حاذرون : جمع حاذر : بيدار ، آماده . طبرسى مىگويد : حاذر اسم فاعل حذر .
مشرقين : در هنگام برآمدن خورشيد وارد شدند .
تراءى الجمعان : دو گروه روياروى هم قرار گرفتند و هركدام ديگرى را مىديد .
الفرق : به كسر فاء ، يعنى پاره .
الطود : كوه .
أزلفنا : نزديك كرديم .
اعراب
« حاذرون » صفت است براى « جميع » . « مشرقين » حال است از واو « اتّبعوهم » « كلّا » حرف ردع و زجر است .