بر اسبان و يا موتورسيكلتهايى سوارند كه با بوق زدن مردم را آزار مىدهند و با صداى بلند اعلام مىكنند كه ديگران راه را براى او باز كنند و به احترام او دست بزنند .
2 .
وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً .
مراد از خطاب جاهلان حركتهاى نابخردانهء بىخردان است نظير ريشخند ، دشنام و يا جدال آنان از روى هوا و هوس .
« سلاما » كنايه از ناديده گرفتن آنها و روى برتافتن از آنهاست ، تا آنان تحقير شوند و از كارى كه شايسته انسان باشخصيت نيست خوددارى كنند . معناى آيه چنين است :
انسان مؤمن هرگاه سخن بدى را بشنود ، آن را ناديده مىگيرد ، تا آنجا كه گويى اصلا آن را نشنيده و يا اينكه مقصود از اين سخن ، فرد ديگرى بوده است و اين ، همان دورى جستن پسنديده است كه مقصود سخن خداوند مىباشد : « و بر آنچه مىگويند صبر كن و به وجهى پسنديده از ايشان دورى جوى » . « 1 » ترديدى نيست كه روى گردانيدن از انسان نابخرد در صورتى نيكو خواهد بود كه نيروى بازدارندهاى وجود نداشته باشد ، و گرنه بايد وى را ادب كرد و به ناچار بايد آيه را به اين قيد ، تقييد كنيم .
3 .
وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً .
« يبيتون » ، يعنى شب را به صبح مىآورند . مؤمنان در تاريكى شب به سوى خدا و عبادت او مىشتابند ؛ زيرا در شب ، رياكارى كمتر وجود دارد . آنان شبها را در قهوهخانه و عشرتكدهها سپرى نمىكنند .
مؤمنان و اخلاصمندان با اسراف دارايىها و طرح توطئهها ميانهاى ندارند . آيهء يازدهم از سورهء ذاريات نيز همين معنا را دارد : « اندكى از شب را مىخوابيدند و به هنگام سحر استغفار مىكردند » .
4 .
وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً .
عذاب جهنم الزامى است و گريزى از آن نيست ، هميشگى است و برداشته نمىشود .
إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً .
آنان به بهشت و دوزخ بهگونهاى ايمان آوردند كه گويى آنها را مىبينند و تماشا مىكنند و بدينسبب ، از اين مىترسند و به آن يكى
هامش
( 1 ) . مزمّل ( 73 ) آيهء 10 .