الفتنة : آزمايش .
المتاع : چيزى كه انسان اندكى از آن بهرهمند مىشود .
اعراب
« إنّما » به كسر ، براى حصر است و « أنّما » به فتح ، دو كلمه است : « أن » مشدده و « ما » كافّه از عمل . « إلهكم » مبتداست و
« إِلهٌ واحِدٌ »
خبر آن و مفهوم جمله ، نايب فاعل است براى « يوحى » ؛ يعنى يوحى إليّ الوحدانية .
« عَلى سَواءٍ »
متعلق به محذوف و حال از مفعول « آذنتكم » مىباشد و تقدير چنين است : مستوين في الإيذان و الإعلام .
« إِنْ أَدْرِي » .
« إن » نافيه و به معناى « ما أدرى ؛ نمىدانم » است . « قريب » مبتدا و
« ما تُوعَدُونَ »
فاعل « قريب » جانشين خبر است .
تفسير
قُلْ إِنَّما يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ .
خداوند به پيامبر بزرگوارش دستور داده است كه به مشركان بگويد : خداوند به من وحى كرده كه او يگانه است ، نه در آفرينش خود ، شريكى دارد و نه در علم خود . اين جهان با تمام شگفتىها و قوانينش به يگانگى ، قدرت و عظمت او گواهى مىدهد . بنابراين ، چرا به او ايمان نمىآوريد و از فرمانش اطاعت نمىكنيد ؟ چگونه از پرستش او دست مىكشيد و به پرستش سنگها روى مىآوريد كه نه سود مىرسانند و نه زيان ؟
فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنْتُكُمْ عَلى سَواءٍ .
پس از آنكه از طريق تبليغ و بيم دادن ، حجت بر مشركان تمام شد ، خدا به پيامبرش دستور داد كه به آنان بگويد : من آنچه را به عهده داشتم ، انجام دادم و پيامهاى پروردگارم را به همه شما رساندم آنسان كه براى هيچكس بهانهاى كه بدان بهانهجويى كند باقى نمانده است .
وَ إِنْ أَدْرِي أَ قَرِيبٌ أَمْ بَعِيدٌ ما تُوعَدُونَ .
من به عذاب شما يقين دارم ؛ زيرا خداوند