عمرتان باد و مراد اى ساقيان بزم جم * گرچه جام ما نشد پرمى بدوران شما
اى صبا با ساكنان شهر يزد از ما بگوى * كاى سر حقناشناسان گوى چوگان شما
گرچه دوريم از بساط قرب ، همّت دور نيست * بنده شاه شمائيم و ثناخوان شما
دور دار از خاك و خون دامن چه بر ما بگذرى * كاندرين ره كشته بسيارند قربان شما
اى شهنشاه بلنداختر خدا را همّتى * تا ببوسم همچو گردون « 1 » خاك ايوان شما
مىكند حافظ دعائى بشنو و آمين بگوى * روزى ما باد لعل شكرافشان شما
[ 11 ساقى بنور باده برافروز جام ما ]
17 [ 1 ] شماره مسلسل 17
ساقى بنور باده برافروز جام ما * مطرب بگو كه كار جهان شد بكام ما
ما در پياله عكس رخ يار ديدهايم * اى بىخبر ز لذّت شرب مدام ما
چندان بود كرشمه و ناز سهىقدان « 2 » * كايد بجلوه سرو صنوبر خرام ما
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد بعشق * ثبت است بر جريدهء عالم دوام ما
مستى به چشم شاهد دلبند ما خوش است * زانرو سپردهاند بمستى زمام ما
ترسم كه صرفهاى نبرد روز بازخواست * نان حلال شيخ ز آب حرام ما
اى باد اگر بگلشن احباب بگذرى * زنهار « 3 » عرضه ده بر جانان پيام ما
گو نام ما ز ياد « 4 » بعمدا چه مىبرى * خود آيد آنكه ياد نيارى ز نام ما
بگرفت همچو لاله دلم در هواى سرو * اى مرغ بخت كى شوى آخر تو رام ما
هامش
( 1 ) در قزوينى - پژمان - انجوى - « اختر » بجاى گردون ذكر شده است .
( 2 ) دلبر موزون و متناسب قامت
( 3 ) البته
( 4 ) غرض از ياد بردن است
[ 1 ] پاورقى غزل 17 - در خلخالى اين بيت اضافه هست :من آن زمان طمع ببريدم ز عافيت * كاين دل نهاد در كف عشقت زمام ماولى همانطوركه مىدانيم اين بيت در غزل شماره 8 در بيت چهارم آمده است .
تفأل : كريمخان زند براى اطلاع از توفيق يا عدم توفيق در تصرف يكى از نقاط مورد نظر تفأل مىزند و غزل فوق مىآيد ( پژمان ) .