[ 265 برنيامد از تمناى لبت كامم هنوز ]
14 شماره مسلسل 379
برنيامد از تمناى لبت كامم هنوز * بر اميد جام لعلت دردىآشامم هنوز
روز اول رفت دينم در سر زلفين تو * تا چه خواهد شد درين سودا سرانجامم هنوز
از خطا گفتم شبى موى ترا مشك ختن * مىزند هر لحظه تيغى مو بر اندامم هنوز
نام من رفتست روزى بر لب جانان بسهو * اهل دل را بوى جان مىآيد از نامم هنوز
پرتو روى تو تا در خلوتم ديد آفتاب * مىرود چون سايه هر دم بر در و بامم هنوز
در ازل دادست ما را ساقى لعل لبت * جرعهء جامى كه من سرگرم آن جامم هنوز
ساقيا يك جرعه ده زان آب آتشگون كه من * در ميان پختگان عشق او خامم هنوز
اى كه گفتى جان بده تا با شدت آرام دل * جان بغمهايش سپردم نيست آرامم هنوز
در قلم آورد حافظ قصهء لعل لبش * آب حيوان مىرود هر دم ز اقلامم هنوز
[ مستم از باده شبانه هنوز ]
15 * [ 1 ] شماره مسلسل 380
مستم از باده شبانه هنوز * ساقى ما نرفته خانه هنوز
مىكشى و بغمزهء مىگوئى * توبه كردى ز عشق يا نه هنوز
نازنينا ز عشق تو باللّه * عالمى توبه كرد و ما نه هنوز
هست مجلس بر آن قرار كه بود * هست مطرب بر آن ترانه هنوز
چشم مستت بغمزهء جادو * مىزند تير بر نشانه هنوز
درّ درياى عشق مىطلبى * جان نياورده در ميانه هنوز
حافظ خسته در ميان آمد * مىكند يار بر كرانه هنوز
[ 266 دلم ربوده لولىوشيست شورانگيز ]
16 شماره مسلسل 381
دلم ربوده « 1 » لولىوشيست شورانگيز * دروغوعده و قتّال وضع و رنگآميز
هامش
[ 1 ] پاورقى غزل 15 - غزل فوق از حافظ كتابخانه ملى ملك به شماره ( 4926 ) متعلق بقرن دوازده اقتباس شده است و در جاى ديگر نديدهام .
( 1 ) لولى يا لورى بمعنى جوان خوش اندام و با نشاط و سرمست و سرود گوى و مطرب