أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهاداً
دلالت بر حركت گهواره گونهء زمين دارد و قرنها پيش از علم تجربى وحى قرآنى چنين گفته است . و يا آيهء
رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها
« 1 » قانون جاذبهء عمومى را مطرح كرده است و يا آيهء
يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
« 2 » اشاره به قواعد جرم شناسى دارد .
عدّهاى ديگر قرآن را از نظر فلسفى ديدهاند در اين ديد بحث بر اين محور است كه
أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ
« 3 » ، ظليّت هستى خلقى به طور عموم و به اصطلاح " وجود منبسط " را مىگويد و آيهء
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . .
" اصالت وجود " فلسفى را اشاره دارد .
عرفا هم قرآن را از ديد عرفانى مورد دقّت قرار دادهاند . در اين ديد محور بحث آدم سازى عرفانى و مرحلهء اعلى و اكمل محبّت به خداوند مىباشد . در اين ديد
فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ
كوبيدن هواى نفس و پايمال كردن خواستههاى نفسانى است ، و گاو بنى اسرائيل اشاره به پستى نفس انسانى و قتل گاو اشاره به كوبيدن نفس انسان .
برخى قرآن را از ديد جامعه شناسى مىبينند در اين ديد مثلا اهمّيّت دستور هجرت قرآنى در آئينهء بحث هجرت در تمدّن جوامع بشرى مورد دقّت قرار مىگيرد .
هامش
( 1 ) . سورهء رعد ، آيهء 2 .
( 2 ) . سورهء نور ، آيهء 24 .
( 3 ) . سورهء فرقان ، آيهء 45 .