در اين قسمت ضمنا بايد تحقيق كرد كه چرا قرآن روى برخى واژهها اين قدر تأكيد دارد ، غيب و تقوى و ملائكه و خلود و يوم آخر و مستضعفين و صبر و جهاد و فلاح و . . . را اين قدر تكرار مىكند واژههاى اساسى قرآن به منزلهء مقولات فلسفهء هدايتى قرآن هستند .
3 - اسلوب قرآنى . همانطور كه ديديم قرآن اسلوب خاصّى دارد . زبان قرآن صد در صد يك زبان عاميانهء معمولى عرب نيست و بسيار گستردهتر مىباشد . در اين قسمت بايد حتما از روايات اهل بيت عليهم السّلام كمك گرفت .
4 - آگاهى از تاريخ و قواعد آن تا با مقايسه بتوان نظر قرآن را دربارهء حركت تاريخى انسان و يا صحيحتر حركت انسان در طول تاريخ بهتر درك نمود . تاريخ انسان از كجا آغاز مىشود و عوامل حركت انسان چيست ؟ انسان تكامل جو مىباشد و همين استعداد او را به حركت وا مىدارد و تضادّ طبقات و جنگ ميان آنها مانع حركت اصيل انسانى است ، هر چند براى پختگى و تكامل فرد مؤثّر است يا تضادّ خود عامل حركت است ؟
5 - آگاهى از نحوهء هدايت انسانها از ديد روانشناسى و جامعه شناسى تا با آن مقايسهء روش تربيتى قرآن بهتر درك شود .
6 - آگاهى از روش پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم و اهل بيت عليهم السّلام تا قرآن مجسّم را بتوان ديد . تا قرآن و مفاهيم اين كتاب مقدّس را بهتر درك نمود روش اين رهبران معصوم توضيح دهندهء مفاهيم و فرامين قرآنى است .
7 - نداشتن پيش داورى اين مسئله بسيار مهمّى است ، نبايد در هر مسئله از پيش عقيدهاى براى خود درست كرد و آن گاه به سراغ قرآن رفت
شناخت قرآن ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٨١