شايد همين طور باشد .
آنچه كه هدف اوّلى قرآن است و از مسائل هدايتى است اين است كه اين انسان خاكى براى لقاء خدا و خليفة اللّهى حركت " كادحانه " و زحمت كشانه به سوى حقّ و در نتيجه پيوستن معنوى بقدرت و علم و حيات لايتناهى درست شده است حالا اين خاكى بودنش به طور مستقيم باشد كه مجسمهاى از گل و سپس تجلّى معنويّت چون تجلّى الهى بر طور سينا « 1 » باشد يا به طور غير مستقيم همچون آدميزادگان معمولى .
ممكن است براى آنها كه در برخى مسائل رسوخ علمى هر چند تجربى دارند ، مطالبى كشف باشد كه براى ديگران نباشد ولى قرآن براى اين مسائل نيامده است قرآن براى اين آمده كه جامعهء مردهاى را تحوّل و حركت بخشيده هدايت كند نه براى اين كه يك نظريّهء علمى را تأييد يا ردّ كند .
شما در روايات اهل بيت عليهم السّلام دقّت كنيد در ميان هزاران روايت كه دربارهء مسائل علمى ، عبادى ، فردى و اجتماعى و معاملاتى و سياسى رسيده چند روايت دربارهء اين گونه مسائل و اصطلاح علمى رسيده است .
و اين جا به اين سئوال مىرسيم كه چه كسانى مىفهمند ؟ يك درجه فهم قرآن عمومى است . همه مىفهمند . اين كه در روايات ما اصرار زيادى به خواندن قرآن و حتّى نگاه كردن به قرآن شده است يك نكتهاش اين است كه بىسوادترين افراد بالأخره نام صلوة و صوم و حجّ و جهاد و زكات و . . .
هامش
( 1 ) .فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاًسورهء اعراف ، آيهء 143 .