مثلا در اين آيهء قرآن
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ
« 1 » « براى پروردگارت نماز بخوان و " نحر " كن » . ظاهر اين است كه منظور از " نحر " ذبح شتر مىباشد ، پس نماز بخوان و قربانى كن ( براى اعمال حجّ مكّه يا مطلقا ) ولى در برخى روايات آمده است كه منظور بالا بردن دستها تا گودى گلو ( نحر ) به هنگام تكبير گفتن براى نماز مىباشد « 2 » .
در اين آيهء قرآن
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
« 3 » « گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست » ، در حديث آمده كه منظور " تقيّه " است يعنى آن كه بيشتر " تقيّه " مىكند . و تقيّه و تقوى هر چند از يك ريشه هستند ، ليكن دو لفظ و براى دو معنى مىباشند .
آنچه كه گفتم بيشتر در مورد آياتى است كه مسائل زير بنائى اجتماع را مطرح مىكند و كمتر در مورد آياتى است كه مستقيما دستور العمل است كه به نام آيات الأحكام ناميده مىشود .
مىتوان گفت در مسائل احكام بيشتر به همان زبان مردمى سخن گفته شده است و همان ظاهر معمولى منظور است .
ليكن به هر حال در همان مسائل عملى و حكمى نيز احيانا گسترش مزبور ديده مىشود ، چنان كه در آيهء
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ
كلام امام عليه السّلام را مشاهده كرديم .
6 - گسترش " سياقى " . معمولا در گفت و شنودهاى متعارف و در
هامش
( 1 ) . سوره كوثر ، آيهء 2 .
( 2 ) . 4 و 15 و 16 و 17 تكبيرة الاحرام وسائل .
( 3 ) . سوره حجرات ، آيهء 13 .