المرتمى فى دجى و المبتلى بعمى * و المشتكى ظمأ و المبتغى عينا
يأتون سدّته من كلّ ناحية * و يستفيدون من نعمائه عينا
در حقيقت كلمهء " عين " را در چهار معنى به كار برده است . خورشيد ( براى رفع تاريكى ) چشم ( براى رفع كورى ) چشمه ( براى رفع تشنگى ) و طلا ( براى اداء بدهكارى ) .
و وقتى شاعر فارسى مىگويد :
دى در باديه شير بود ، ديديم * آن را بريختيم و از آن هم گريختيم
شير را در دو معنى به كار برده .
و چون ديگرى مىگويد « كمان ابروى ناز تو را به آن سختى كشيد گر چه به آسانى ولى دو ماه كشيد » دو ماه را به دو معنى به كار برده : 1 - دو ماه از نظر زمانى طولى كشيد ، 2 - دو هلال ماه را ترسيم نمود .
اين كه گفتيم در كلمات مفرده بود . در جملات تركيبى هم گاهى يك جمله به دو معنى به كار رفته است همچون :
خرى پيشكش برد و بستد قضا را * اگر خر نمىبود قاضى نمىشد
و يا :
اى چائى سرد داده بر ما * آتش به سماورت بيفتد
البته اين گونه استعمالها در گفت و شنودهاى معمولى خيلى زياد نيست ، بنا به روايات ما در زبان قرآن هم اين كار شده و يك لفظ در دو معنى به كار رفته است .