تصرف گرفت و پس از جنگهايى كه با سپاهيان نصر در كرمان داشت اينك كرمان از آن او شده و پيروزى نصيبش گشته بود .
اما تركانى كه مرداويج را كشته بودند به هنگام گريز به دو گروه شدند . گروهى كه شمارشان كمتر بود به عماد الدولة بن بويه پيوستند و گروه ديگر همراه با بجكم [ 1 ] به بلاد جبل رفتند و خراج دينور و ديگر بلاد را گرد آوردند و از آنجا به نهروان شدند و به الراضى باللّه نامه نوشتند و از او اجازت خواستند كه به بغداد روند ، الراضى اجازت داد . غلامان حجريه پنداشتند عليه ايشان توطئهاى در كار است ، بيمناك شدند . وزير خليفه ابن مقله ، از آنان خواست به بلاد جبل بازگردند و مالى نيز به ايشان عطا كرد . ولى تركان نپذيرفتند . پس به ابن رائق نامه نوشتند . ابن رائق در اين ايام فرمانرواى واسط و بصره بود ، او تركان را فراخواند . تركان نزد او رفتند و بجكم را بر خود رياست دادند . بجكم به تركانى كه در زمرهء اصحاب مرداويج بودند نامه نوشت و ايشان را نزد خود خواند . از آنان گروه كثيرى بيامدند . ابن رائق همه ، بويژه بجكم را خلعتها داد و فرمود تا به هنگام مكاتبه نام خود را « بجكم الرائقى » بنويسد .
حركت معز الدولة بن بويه به كرمان و هزيمت او
چون عماد الدوله و برادرش ركن الدوله بلاد فارس و جبل [ 2 ] را گرفتند كرمان را به برادر كوچك خود ، معز الدوله ابو الحسين احمد دادند .
معز الدوله با لشكر خود در سال 324 به كرمان آمد و بر سيرجان مستولى شد . ابراهيم بن سيمجور دواتى سردار سپاه سامانى ، محمد بن الياس بن اليسع را در آنجا در قلعهاى محاصره كرده بود . چون از آمدن معز الدوله خبر يافت از كرمان به خراسان رفت و محمد بن الياس نيز از محاصره بيرون آمد و به شهر بم [ 3 ] رفت . بم در كنارهء بيابان ( كوير ) ميان كرمان و سيستان قرار دارد .
معز الدوله به سوى او راند و او بى هيچ نبردى راهى سيستان گرديد و معز الدوله به جيرفت رفت .
جيرفت قصبهء كرمان است . در آنجا رسول على بن زنجى معروف به على كلويه [ 4 ] ، كه رئيس قفص و بلوچ بود ، نزد او آمد . اين على و نياكانش همواره بر آن نواحى فرمان مىراندند و دورانه از خلفا و امرايى كه به آن سرزمين مىآمدند اطاعت مىكردند و بر ايشان اموال مىفرستادند .
چون رسول على بن زنجى با اموالى كه آورده بود نزد معز الدوله آمد ، معز الدوله از قبول آن امتناع كرد و گفت پس از داخل شدن در جيرفت تصميم خواهد گرفت . چون به جيرفت
پاورقی
[ ( 1 ) ] متن : يحكم
[ ( 2 ) ] متن : جيل
[ ( 3 ) ] متن : قم
[ ( 4 ) ] متن : كلونه .