تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
آنگاه با ايشان و با اطروش الحسنى ماكان بن كاكى ملك ديلم خروج كرد و مرداويج و پسران بويه در زمرهء مردان او بودند . ايشان را از ميان اين خاندانها سردارانى بود كه ديلم ناميده مىشدند زيرا در ميان آنان پرورش يافته بودند . و اللّه يخلق ما يشاء . اما حسين كه در طف [ 1 ] در ايام يزيد بن معاويه شهيد شد ، از فرزندان اوست على زين العابدين و پسرش زيد بن على الشهيد و محمد الباقر و عبد اللّه الارقط و عمر و حسن الاعرج . از اعقاب عبد اللّه الاقط است حسين الكوكبى [ 2 ] بن احمد بن محمد بن اسماعيل بن احمد ابن عبد اللّه الارقط . او از سرداران حسن الاطروش [ بن على ] بن الحسن بن على القائم بن على - بن عمر [ بن الحسين ] بود ، كه [ محمد بن القاسم بن على بن عمر بن على ] در ايام معتصم در طالقان قيام كرد ، ولى از خونريزى گريزان بود و روى در پردهء اختفا كشيد تا وفات كرد . او بر مذهب اعتزال بود . و از ايشان بود اطروش كه ديلم بر دست او اسلام آورد . او حسن بن على بن الحسن - بن على بن عمر [ بن الحسين ] مردى فاضل بود و نيك روش و دادگر . طبرستان را در تصرف آورد و در سال 304 كشته شد . بعد از او برادرش محمد به جايش نشست او نيز بمرد و حسن [ 3 ] پسر برادرش محمد بن على زمام كارها را به دست گرفت . او نيز در سال 316 كشته شد . سپاهيان نصر بن احمد بن اسماعيل بن احمد بن نوح بن اسد السامانى امير خراسان او را كشتند . از فرزندان حسين اعرج [ 4 ] بن زين العابدين ، عبد اللّه العقيقى بن الحسين است . و از اعقاب اوست حسن [ 5 ] بن محمد بن جعفر بن عبد اللّه العقيقى ، كه حسن بن زيد صاحب طبرستان او را كشت . و از ايشان است جعفر بن عبيد اللّه بن الحسين الاعرج . شيعيان او را حجة اللّه مىگفتند . از فرزندان او مردى بود ملقب به مسلم كه در ايام كافور امور مصر را به عهده داشت و نام او محمد بن عبيد اللّه بن طاهر بن يحيى المحدث بن الحسن [ 6 ] بن جعفر حجة اللّه بود و از فرزندان مسلم ابو طاهر . از اعقاب اين طاهراند امراء مدينه در اين زمان ، يعنى بنى جماز بن هبة بن جماز بن - منصور بن جماز بن شيخة بن هاشم بن القاسم بن مهنا . و مهنا بن مهنى بن داود بن القاسم برادر مسلم و عمر و طاهر . ابن سعيد پنداشته است كه بنى جماز بن شيخه امراء مدينه از فرزندان عيسى بن زيد
هامش
[ ( 1 ) ] متن : طعن [ ( 2 ) ] متن : الكويكى [ ( 3 ) ] متن : حسين . [ ( 4 ) ] متن : همزج [ ( 5 ) ] متن : حسين [ ( 6 ) ] الحسين .