نكته اول - در معنى كلمه لا إله الا اللّه : اين كلمه را كلمه توحيد و كلمهء طيّبه و كلمهء اخلاص نيز ميگويند .
و در تركيب اين كلمه گفتند كه لا ، لاء نفى جنس و إله اسم او و خبرش محذوف است .
و خبر محذوف را بعضى ممكن گرفتند - يعنى - لا إله ممكن الا اللّه ( جز خدا معبودى امكان ندارد ) .
و برخى موجود گرفتند - يعنى - لا إله موجود الا اللّه ( جز خدا معبودى وجود ندارد ) .
ولى اشكال شده است باينكه اگر خبر محذوف را ممكن بگيريم فقط اثبات امكان معبود به حق شده و اثبات وجود او نشده و حال آنكه مقصود اثبات وجود معبود به حق و انحصار اوست .
و اگر موجود فرض كنيم فقط نفى وجود معبود غير حق شده و نفى امكان او نشده در صورتى كه غرض نفى امكان اوست .
و جواب اين ستكه اين لاء لاء نفى جنس نيست بلكه لاء نفى حقيقت است و احتياج بخبر ندارد ، چنانچه لا فتى الا على ، لا سيف الا ذو الفقار ، لا سخاء الا فى العرب ، از همين قبيل است - يعنى - حقيقت جوانمردى منحصر بعلى و حقيقت شمشير منحصر بذو الفقار و حقيقت سخاوت مختصّ بعرب مىباشد و همچنين حقيقت معبوديت منحصر بذات اقدس حق تبارك و تعالى است .
چنانچه اين بيان در افعال ناقصه هم شده است مثل كان كه هرگاه ناقصه باشد اسم و خبر ميخواهد مانند ( كان زيد قائما ) و هرگاه تامه باشد احتياج بخبر ندارد مانند ( كان الامر ) يعنى واقع شد امر .
و براى اين كلمه سه نوع دلالت است :
اول - دلالت مطابقى - يعنى - معبود به حق و سزاوار پرستش جز خداوند نيست كه مفاد توحيد عبادتى است .
كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى ) — صفحة كلم الطيب 89
مساهمون: سيد عبد الحسين طيب
صكلم الطيب ٨٩