و بطلان عقيده آنها ظاهر است .
و اشاعره نيز قائلند كه خداوند در قيامت ديده مىشود و عجب اينست كه اينها با اينكه خداوند را مجرد ميدانند قائل به صحت رؤيت شدهاند و چون اين قول خلاف عقل و وجدان است لذا بعضى از آنها خواستهاند آن را توجيه كنند گفتند مراد از رؤيت خروج شعاع و انطباع نيست بلكه مراد حدوث حالتى است كه مورث علم به او مىشود .
و بعضى ديگر گفتند خداوند روز قيامت مانند بدر منير ظاهر مىشود .
ولى تمام اين اقوال باطل است زيرا احاطه بذات مقدس واجب الوجود براى ممكن محال است .
پنجم از صفات سلبيه اينست كه خداوند شريك ندارد :
و مراد از نفى شريك همان معنى توحيد است كه اصل اول از اصول دين مىباشد و توحيد بر پنج قسم است .
اول - توحيد ذات
يعنى واجب الوجود يكى است و عديل و نظير و مثل و مانند ندارد و مجرد و بسيط من جميع الجهات است و اين مفاد سوره مباركه توحيد است
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ
( بگو او است خداى يگانه خدا صمد است - يعنى - سيدى است كه حاجتمندان به او رجوع كنند و حال آنكه او بىنياز است ، نزاد و زائيده نشد و احدى كفو و همتاى او نيست ) .
و ادله توحيد ذاتى بسيار است و ما بذكر سه دليل اكتفا ميكنيم .
اول - دليلى است كه منسوب بحكماء است و آن اين ستكه لازمه هر دو چيز متماثل و شبيه بهم اين ستكه حد اقل از دو جزء مركب باشند يكى ما به الاشتراك يعنى امرى كه بين آن دو چيز مشترك باشد و ديگر ما به الامتياز - يعنى - امرى كه باعث امتياز هر يك از ديگرى شود و الا تعدد و دوئيت محقق نميشود .