و دليل بر نفى رؤيت اينست كه ديده شدن به چشم از لوازم اجسام و اعراض است و خداوند مجرد مىباشد و ديدن مجرد ممكن نيست .
و ديگر آنكه شرط رؤيت مواجهة ( در جهت بودن ) و مقابلة ( روبرو بودن ) است با آنچه در حكم مواجهة و نازل منزله آنست مانند ديدن در آينه ، و خداوند در جهت و سمت و مكان نيست چنانچه گذشت .
و ديگر آنكه خداوند در قرآن مجيد خطاب بموسى عليه السّلام فرمود :
لَنْ تَرانِي
« 1 » ( هرگز مرا نمىبينى ) و لن براى نفى هميشگى است و نيز در آيه ديگر خود را ستوده ، باينكه
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
« 2 » ( چشمها او را درك نكنند درحالىكه او ادراككننده چشمهاست و او داناى بخفايا و دقايق امور و آگاه از حقايق آنهاست ) .
و همچنين مذمت فرموده است كسانى را كه طلب رؤيت نمودند در آيه
فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ
« 3 »
( بتحقيق سؤال نمودند از موسى بزرگتر ، از اين پس گفتند بعيان و علانيه خدا را بما نشان ده ، پس صاعقه آنها را فرا گرفت و همه را بسوخت بواسطه ظلم آنها يعنى طلب رؤيت نمودن ) و در آيهء ديگر ،
وَ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً
« 4 » ( گفتند آنان كه اميد ندارند رسيدن بجزاى ما را چرا نفرستاد خداوند بر ما ملائكه را يا چرا نمىبينيم پروردگار خود را هرآينه اينها كبر ورزيدند و از حد در گذشتند و تجاوز كردند تجاوز بزرگ ) .
و مجسمه ( طايفهء از اهل سنتند كه خدا را جسم ميدانند ) و كراميه ( طايفهء از اهل سنتند كه خدا را جوهر دانند ) ميگويند : خداوند بطور مواجهه ديده مىشود
هامش
( 1 ) سوره اعراف آيه 139
( 2 ) سوره انعام آيه 103
( 3 ) سوره نساء آيه 153
( 4 ) سوره فرقان آيه 24