( مبحث دوم ) در ذكر ملك الموت و اعوان او و كيفيت قبض ارواح
و ساير امور متعلقه به اين مبحث :
در اين مبحث از ذكر امورى ناگزيريم :
امر اول در حقيقت ملائكه :
برخى از حكماء ملائكه را عبارت از عقول مجرده ، و بعضى مثل افلاطونيه دانسته كه عبارت از ارباب انواع و مدبرات عالم كون باشند و برخى عبارت از قواى عالم طبيعت گرفتند .
ولى چيزى كه مسلم است حقيقت ملائكه و ماهيت آنها براى ما معلوم نيست و آنچه از آيات و اخبار استفاده مىشود اينست كه ملائكه موجوداتى هستند ذى شعور كه
« لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ »
« 1 » و داراى تشخص ، و هبوط و نزول و عروج و نحو اينها براى آنان هست و ممكن است بصور مختلفه درآيند .
چنانچه آيات شريفه قرآنى در قضيه آمدن ملائكه نزد حضرت ابراهيم براى بشارت دادن باسحاق و خبر عذاب قوم لوط و آوردن حضرت ابراهيم گوساله
هامش
( 1 ) سوره تحريم آيه 6 ( نافرمانى نميكنند خدا را در آنچه بايشان امر مىكند و آنچه مأمورند بجا مىآورند ) .