نسخه خود نگاه مىكند و حضرت ميخواند و در آن دو نسخه به قدر يك حرف اختلاف نبوده .
و در آن بعد از ذكر حضرت عسكرى ميگويد و خلف « 1 » محمد و او مهدى از آل محمد صلى اللّه عليه و آله است و زمين را از عدل پر كند چنانچه از جور پر شده باشد .
قسمت سوم اخبارى كه از امير المؤمنين ( ع ) وارد شده :
از آن جمله :
1 - از كافى كلينى و غيبت نعمانى و كمال الدين صدوق و غيبت طوسى و اختصاص مفيد و كفاية الاثر خزاز بسندهاى خود از اصبغ بن نباته روايت كرده كه گفت : بر امير المؤمنين عليه السّلام وارد شدم و او را متفكر يافتم پرسيدم چرا شما را متفكر مىبينم ؟ فرمود : در باره مولودى كه در پشت من و يازدهمين از اولاد من « 2 » است فكر ميكنم كه او مهدى است و زمين را پر از عدل و داد كند چنانچه از ظلم و جور پر شده باشد . تا آخر حديث .
2 - از كتاب جوابات شيخ مفيد ( ره ) از كميل بن زياد روايت كرده كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بوى فرمودند : و لكن فكر ميكنم در نهمين اولاد حسين عليه السّلام تا آنجا كه ميفرمايد از براى او غيبتى است كه اهل باطل در او شك ميكنند ، و شيخ فرموده كه اين حديث را عامه و خاصه نقل كردهاند .
3 - از كمال الدين صدوق از حضرت رضا از پدران خود از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه بفرزندش حسين عليه السّلام فرمود نهمى از اولاد تو قائم به حق و مظهر دين و گستراننده عدل است تا آخر حديث .
4 - بحار الانوار از مقتضب الاثر ابن عياشى از جماعتى نقل كرده كه گفتند نزد امير المؤمنين على عليه السّلام بوديم وقتى پسرش حسن عليه السّلام وارد شد فرمود : مرحبا اى پسر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و وقتى پسرش حسين عليه السّلام وارد شد فرمود پدرم فداى
هامش
( 1 ) خلف بمعنى اولاد صلبى است كه جاى پدر را بگيرد .
( 2 ) مراد از يازدهمين از اولاد من يازدهمين ائمه از اولاد من است .