نهر امت من در روز قيامت و ظرفهاى آن بعدد ستارههاى آسمانست پس جماعتى از ايشان را از پيش من بربايند پس من گويم پروردگارا ايشان از امت مناند گويد تو نميدانى كه اينها بعد از تو چه بدعتها كردند اين حديث را مسلم در صحيح خود روايت كرده است و در مجالس شيخ مفيد و تفسير على بن ابراهيم و بشارة المصطفى از حضرت باقر عليه السّلام روايت كردهاند كه چون روز قيامت شود حقتعالى جمع كند مردم را از اولين و آخرين در يك زمين عريان و پا برهنه پس بازدارند ايشان را در راه محشر تا عرق شديد بكنند و نفسهاى ايشان تنگ شود مدتها بر اين حال بمانند چنانچه حقتعالى فرموده است و خاشع شود صداها از براى خداوند رحمن پس نشنوى مگر صداى بسيار آهسته پس منادى ندا كند از پيش عرش كه كجا است پيغمبر امى پس مردم گويند نامش را بگو پس ندا كنند كه كجا است پيغمبر رحمت محمد بن عبد اللّه ( ص ) پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برخيزد و در پيش پيش همه مردم روان شود تا منتهى شود بحوضى كه طولش به قدر ما بين ايله بصره و صنعاى يمن باشد پس حضرت امير را بطلبند و در پهلوى آن حضرت بايستد پس مردم را رخصت دهند كه بگذرند بعضى را گذارند كه آب بياشامند و بعضى را منع كنند چون حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيند كه بعضى از دوستان ما اهل بيت را بسبب گناهان ايشان دور ميكنند بگريد و مكرر گويد پروردگارا اينها از شيعيان علىاند پس حقتعالى ملكى را بفرستد و سؤال كند كه يا محمد ( ص ) سبب گريه تو چيست حضرت گويد چگونه گريه نكنم از براى جمعى از شيعيان برادرم على عليه السّلام كه مىبينم ايشان را بجانب اهل جهنم مىبرند و منع ميكنند ايشان را كه بر حوض من وارد شوند پس حقتعالى فرمايد كه ايشان را به تو بخشيدم و از گناهان ايشان در گذشتم و ملحق كردم ايشان را بمواليان ذريهء تو و ايشان را در زمره تو قرار دادم و بر حوض تو ايشان را وارد گردانيدم و قبول كردم شفاعت ترا در ايشان و گرامى داشتم تو را به اين
پس حضرت امام محمد باقر فرمود كه چه بسيار مردى و زنى كه آن روز گريان شوند و نداى يا محمد بلند كنند پس در آن روز هر كه اعتقاد بامامت ما داشته باشد و از دوستان ما باشد در حزب ما داخل شود و با ما بر حوض وارد گردد و جميع اين مشايخ بسندهاى خود از ابن عباس روايت كردهاند كه حضرت امير المؤمنين از حضرت رسول سؤال كرد از حوض كوثر فرمود كه نهرى است كه جارى مىشود از زير عرش آبش سفيدتر است از شير و شيرينتر است از عسل و نرمتر است از مسكه سنگريزهاش زبرجد است و ياقوت و مرجان و گياهش زعفران است و خاكش از مشك خوشبوتر است و پايهاى آن در زير عرش الهى است پس حضرت دست به پهلوى حضرت امير زد و گفت يا على آن نهر از من است و از تو و دوستان تو بعد از من و از ابن عباس مرويست كه
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 471
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٧١